تبليغاتX
برترین اتومبیل ها

صفحه اصلی

ایمیل ما

آرشیو مطالب

طراح قالب

»» منوی اصلی
لينکهاي سريع
صفحه نخست
ايميل ما
آرشيو مطالب
طراح قالب
موضوعات

»» آرشیو ماهانه
هفته اوّل شهریور 1390
هفته چهارم تیر 1390
هفته دوم تیر 1390
هفته دوم خرداد 1390
هفته سوم اردیبهشت 1390
هفته اوّل اسفند 1389
هفته سوم بهمن 1389
هفته دوم بهمن 1389
هفته اوّل دی 1389
هفته سوم آذر 1389
هفته دوم آذر 1389
هفته اوّل آذر 1389
هفته چهارم آبان 1389
هفته سوم آبان 1389

»» لينک دوستان

»» لوگوی دوستان


»» آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin


تبلیغات





»» نمایشگاه مسکو با حضور ایران خودرو افتتاح شد

هفتمين نمايشگاه اينتراتوي مسکو در مرکز نمايشگاه بين المللي کراکوس، امروز افتتاح شد. به گزارش ایکوپرس،نمايشگاه اينتراتو 2011 در مقياسي بزرگتر از سال گذشته و در مساحتي به اندازه 45 هزار متر مربع و با حضور بيش از 600 شرکت کننده از سراسر دنيا و با موضوع خودرو، قطعه، لوازم يدکي، لوازم الکترونيکي، سيستم هاي امنتي و تجهيزات آپشن برگزار مي‌شود.

در اين نمايشگاه 17 کشور محصولات خود در صنعت خودرو و لوازم يدکي را به نمايش گذاشته اند. برخي از اين کشورها شامل بلاروس، بلژيک، آلمان، اسپانيا، ايتاليا، قبرس، چين، جمهوري لتوني، لهستان، جمهوري اسلووني، آمريکا، تايوان، ترکيه، اکراين و ژاپن هستند.

براساس اين گزارش، ايران خودرو به منظور حضور قوي‌تر در بازار کشورهاي منطقه CIS و به خصوص روسيه، دو محصول جديد خود يعني دنا و رانا را در هفتمين نمايشگاه بين المللي اينتراتو در مسکو در معرض ديد بازديدکنندگان قرار داده است.

همچنين دو محصول ديگر ايران خودرو يعني سورن ELX با موتورEF7 و سمند LX با موتور TU5 نيز در غرفه ايران خودرو که تنها نماينده کشورمان در اين نمايشگاه محسوب مي شود، به نمايش درآمده است.

ايران خودرو همچنين در عرصه توليد موتور خودرو، موتور ديزل (EFD) را که طراحي و توليد آن توسط مرکز تحقيقات موتور ايران وابسته به اين مجموعه انجام شده است، در غرفه خود به نمايش گذاشته است.

حاميان اين نمايشگاه كه از آن به عنوان رويدادي بزرگ و معتبر در صنعت خودرو روسيه ياد مي‌شود، انجمن خودروسازان روسيه، وزارت صنايع و بازرگاني، وزارت توسعه اقتصادي و وزارت حمل و نقل فدراسيون روسيه هستند.

اين نمايشگاه از امروز (دوم شهريورماه) آغاز و تا ششم شهريور ادامه خواهد داش

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه سوم شهریور 1390 و ساعت 17:16


»» کاپوت فنری نیسان مثل بالش عمل می‌کند

عدم توجه به جلو از سوی رانندگان یکی از شایع‌ترین علل تصادفات جاده‌ای اعلام شده و شرکت‌های خودروسازی با صرف هزینه‌های بسیار سعی در برطرف کردن این مشکل دارند. برخی از آنها با نصب تجهیزاتی در خودرو میزان هشیاری راننده را سنجیده و در صورت تشخیص خواب آلودگی به او اخطار می‌دهند. برخی دیگر با تمرکز بر روی چشم راننده نگاه او را به جاده مورد ارزیابی قرار داده و در صورت منحرف‌شدن نگاه، او را آگاه می‌کنند. برخی خودروسازها نیز سیستمی ابداع کرده‌اند که حرکت خودرو در میان خطوط وسط جاده را به دقت زیر نظر گرفته و در صورت عبور از خط بدون استفاده از راهنما به راننده اخطار صوتی داده و در صورت عدم توجه او ترمزها به صورت خودکار فعال می‌شود. تمام موارد فوق برای پیشگیری از تصادف بود اما در این ستون سیستمی معرفی می‌شود که به هنگام تصادف مزیت خود را نشان می‌دهد.

شرکت خودروسازی نیسان برای کاهش جراحات بخش فوقانی بدن ناشی از تصادف خودرو با عابر پیاده کاپوت فنری خلاقانه‌ و جالبی طراحی کرده که قرار است بر روی خودرو کوپه اسکای لاین این شرکت نصب شود. این در حالی است که براساس برنامه زمان‌بندی کوپه اسکای لاین بهار سال جاری میلادی در ژاپن رونمایی خواهد شد. مدل مفهومی کاپوت فنری نیسان بر اساس یک اصل ساده ساخته شده است: این کاپوت فنری بر اساس اصل به حداقل رساندن صدمات ناشی از برخورد با اجسام سخت توسعه یافته است.
عملکرد این کاپوت بدین گونه است که به محض برخورد عابر و براساس شدت تصادف، یک حسگر اطلاعات را دریافت کرده و کاپوت فنری را فعال می‌کند. به هنگام تصادف خودرو با عابر پیاده کاپوت آن بلافاصله به حالت فنری درآمده و فضای بالشتک‌ گونه‌ حفاظتی میان کاپوت و قطعات سخت زیر آن ایجاد می‌کند.
کاپوت فنری همچنین به طراحان خودرو اجازه می‌دهد تا آزادی بیشتری در طراحی بخش جلویی خودرو داشته باشند. این کاپوت بخشی از تلاش و تعهد شرکت خودروسازی نیسان برای تولید خودروهای امن و استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته امنیتی است. نیسان تلاش می‌کند تا با ابداع تکنولوژی‌های جدید شمار مرگ و میر و یا صدمات جدی ناشی از تصادفات خودرویی را تا سال 2015 به نصف سال 1995 تقلیل دهد.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه سوم شهریور 1390 و ساعت 17:2


»» زورآزمايي موتورسيكلت و خودرو

شايد باورتان نشود اما در استراليا موتورسيكلتي وجود دارد كه زورش به همه خودروها مي‌رسد. اين موتورسيكلت با ارتفاعي به اندازه 3 متر و طولي معادل 9 متر به اندازه يك اتوبوس مدرسه وزن دارد  و نامي كه بر روي آن گذاشته‌‌ بسيار برازنده‌اش است.

«غولي از جهنم» به اين دليل براي اين موتورسيكلت انتخاب شده كه صاحب آن براي له‌كردن انواع خودروهاي سواري از آن استفاده مي‌كند!
ري باومن، صاحب اين موتورسيكلت كه خود يكي از بدلكاران با سابقه نيز هست، آن را طراحي كرده و با انجام عمليات سرگرم‌كننده نظر بسياري از مردم را به سوي خود جلب مي‌كند.
وي با اين موتورسيكلت 6/13 تني بارها از روي اتومبيل‌هاي سواري و حتي كاروان‌هاي بزرگ گذشته و آنها را له كرده است.
در قلب اين موتورسيكلت يك انجين قرض گرفته از كاميون‌هاي ديزلي ديترويت قرار دارد و با گيربكس 6 دنده و اتوماتيك آليسون خود قدرت فراوني به چرخ ها منتقل كند.
البته در اين موتورسيكلت ديگر خبري از زنجير براي انتقال قدرت به چرخ عقب نيست بلكه از يك ديفرانسيل دو سرعته Eaton براي اين كار استفاده مي‌شود.
چرخ‌هاي اين موتورسيكلت غول‌پيكر نيز از يك كاميون معدني 80 تني كاترپيلار گرفته شده‌اند و خود به تنهايي 3 متر ارتفاع دارند. قرار است اين غول 13 هزار و 600 كيلوگرمي در اواخر فوريه امسال در نمايشگاه خودرو ملبورن استراليا نيز شركت كند و بار ديگر با نمايش‌هاي زيباي خود مردم را سرگرم كند. سازنده اين موتورسيكلت براي ساخت آن در حدود 3 سال زحمت كشيده است و از يك تيم كوچك نيز كمك گرفته است.
وي مي‌گويد: من سال‌ها است به عنوان بدلكار فعاليت مي‌كردم، اما در همين مدت هم بارها حادثه برايم پيش آمد. حالا زمان آن شده كه در حين بدلكاري با يك وسيله بزرگ مانند اين موتورسيكلت به جاي آنكه خودم صدمه ببينم، به خودروهاي ديگر صدمه وارد بياورم.
گفتني است نمايشگاه خودرو ملبورن روز 29 فوريه امسال افتتاح مي‌شود.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه سوم شهریور 1390 و ساعت 16:58


»» خودروهاي پدرومادردار!

یكي از دوستان در بازار لوازم‌يدكي خودرو مي‌گفت: «چند سالي است كه لوازم‌فروشان بنز حتي به تعداد انگشتان دست هم مشتري براي قطعه‌اي به نام طبق نداشته‌اند ولي طي يكسال ونيم اخير فقط از يك برند يا نشان تجاري بيش از 260 هزار طبق پرايد فروخته‌ايم!» ديگري مي‌گفت: «يك خودرو سواري از حدود سه هزار قطعه و مجموعه تشكيل شده و اگر تمام قطعات پرايد يا آردي را از بازار چراغ برق تهران بخريم و تبديل به خودرو كنيم بيشتر از سه ميليون تومان تمام نمي‌شود!»

سومي خاطره‌اي نقل كرد كه: « ... آمدند از يك شركت خارجي قطعه براي مونتاژ خودرو بخرند گفتيم درجه‌يك نداريم پاسخ دادند مهم نيست هر چه داريد مي‌خريم فقط ارزان باشد!»
يك مهندس مكانيك هم در جمع دوستان حاضر بود و گفت: «اگر بررسي كنيد مي‌بينيد امكان ندارد در درازمدت يك خودروساز ايراني تمام قطعاتش را به صورت متمركز از يك سازنده تامين كند بلكه نياز خود را از شركت‌هاي مختلف و با كيفيت‌هاي متفاوت تهيه مي‌كند.»
او ادامه داد: «تيغه برف پاك‌كن درجه‌3 را روي خودرو سوار مي‌كنند و بعد خودرو را به مشتري شمالي و يا جنوبي مي‌فروشند بعد از پنج ماه به دليل شرايط آب و هوايي مشتري ناچار به تعويض قطعه مي‌شود يا رودري‌هاي فلان خودرو كه پلاستيك آن در برابر حرارت مقاوم نيست  سر از اهواز درمي‌آورد و مشكل‌ساز مي‌شود!»
آري اين يعني اتلاف منابع ملي، زيان مشتري و توليد بي‌كيفيت‌تر از محصولات چيني.
وقتی خودروسازان‌ خودشان استانداردها و كيفيت را در تامين قطعات رعايت نمي‌كنند از ديگران چگونه مي‌توان انتظار داشت كه به بازار ايران به عنوان مكاني براي آب‌كردن محصولات بنجل خود نگاه نكنند؟!
قطعات هيچ كدام از خودروهايي كه بيش از 70درصد از كل تيراژ توليد خودرو در ايران را به خود اختصاص داده‌اند شماره سريال فني مطابق با شماره اصلي قطعات كارخانه مادر ندارند.
وقتي فرانسه و يا كره خودشان بعد از سال‌ها يادشان رفته كه مثلاً روزگاري خودرويي به نام 405 و يا پرايد توليد مي‌كرده‌اند. مشتريان بازار ايران چگونه مي‌توانند در خريد خودرو و يا قطعه به دنبال شماره سريال فني اصلي قطعات باشند؟!
وقتي كارخانه‌هاي معتبر خارجي خودرويي را توليد مي‌كنند قطعات آن را نيز با شماره‌هاي سريالي به عنوان لوازم اورجينال معرفي مي‌كنند تا امكان هرگونه تقلب و آشفتگي در بازار از بين برود و پديده‌اي به نام افت كيفيت بروز نكند.
به عنوان مثال هيچ شركتي تاكنون مثل مرسدس‌بنز قطعاتش را سريال‌بندي نكرده است تمام قطعات محصولات مرسدس‌بنز شماره سريال‌هاي ده رقمي دارند كه سه رقم اول نوع و كلاس خودرو و سه رقم بعدي نوع قطعه و رقم‌هاي بعدي جزييات بيشتري از قطعه را به مشتري معرفي مي‌نمايند. شماره سريال‌هاي فني بر روي قطعات معمولاً با عبارت O.E.M نشان داده مي‌شوند.
اما در ايران بيش از دو هزار و 500 قطعه‌ساز هنوز اين‌گونه توليد نمي‌كنند و توليد قطعه در آنها به صورت متمركز انجام نمي‌شود هر روز يك قطعه با يك كيفيت.
صرف‌نظر از بخش توليد، حتي خارجي‌ها از شيوه‌هاي خريد قطعات خودرو توسط ايراني‌ها تعجب مي‌كنند آنها وقتي از  تجار ايراني شماره فني قطعه را مي‌پرسند با اين پاسخ مواجه مي‌شوند كه شماره فني را نمي‌دانيم ولي قطعه را ببينيم  مي‌شناسيم!
آري در روزگاري كه خودروسازي نظير GM فلان محصول خود را براساس سفارش و سليقه مشتري مي‌سازد و تحويل مي‌دهد ما هنوز عمر مراكز آپشن‌‌مان به سه سال نمي‌رسد. آنها براي برند خود ارزش قائل هستند و ما مي‌خواهيم به صورت انبوه توليد كنيم اما با چه كيفيتي معلوم نيست؟
عناوين پرطمطراق نظير مديران كنترل كيفي، مديران نظارت بر استاندارد ... در عمل زياد كارايي ندارند.
يكي از مديران شركت رنو فرانسه در مورد شيوه توليد ال‌-90 در ايران مي‌گفت: «هر جا نماينده ما در بخش كنترل كيفي سخت‌گيري مي‌كند سرعت توليد به شدت كاهش مي‌يابد و خودروسازان ايراني دوست دارند به خاطر رشد كمي توليد، ما بر سر كنترل كيفيت كوتاه بياييم.»
با اين اوصاف مي‌توانيم ادعا كنيم كه خودروساز شده‌ايم؟ افت كيفيت در توليد قطعات، افزايش تقلب در بازار لوازم‌فروشان، عدم نوآوري، خريد قطعات بي‌‌كيفيت از چين تا كي؟!
آيا مي‌توان گفت: بخش عظيمي از محصولات صنعت خودرو ايران را خودروهاي به اصطلاح پدرومادر‌دار تشكيل مي‌دهد؟

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه سوم شهریور 1390 و ساعت 16:56


»» تولید چری از مرز سه ملیون دستگاه گذشت


رقم تولیدات خودروسازی چری بزرگترین خودروساز چین با برند وطنی  از مرز سه میلیون گذشت. تولیدات چری در 26 مارس سال 2010 میلادی به 2 ملیون دستگاه رسیده بود و در مدتی کمتر از 16 ماه این عدد به 3 ملیون خودرو افزایش یافت. رقم 3 میلیون خودرو در چری نشان از رشد سریع این خودروسازی بزرگ چینی دارد. علاوه بر موفقیت در فروش، چری به دستاوردهای جدیدی در جنبه های گوناگونی از جمله  تکنولوژی هسته ای و ترویج نام تجاری به دست آورده است.
در سال 2010 میلادی چری با فروشی بالغ بر 682.000 دستگاه،  برای دهمین سال متوالی در صدر جدول فروش در میان برند های وطنی خودرو در چین قرار گرفت در همین حال برای هشتمین سال متوالی نیز عنوان برترین صادر کننده خودروهای سواری چینی را به دست آورد. همچنین در سال جاری میلادی Fortune China  خودروسازی چری را برای پنجمین سال متوالی در میان شرکت های پر افتخار چینی قرار داد و برای اولین بار World Brand Lab 2011 چری را در لیست با ارزش ترین برند های چینی قرار داد. در زمینه خودرو با انرژی های جدید چری دستاوردهای بسیاری کسب کرده و تاکنون چری مستقلا موفق به تولید محصولات هسته ای باطری خودروهای الکتریکی شده است.
در زمینه R&D بزرگترین و کاربردی ترین مرکز تست خودرو آسیا در فضایی به مساحت 300.000 متر مربع توسط شرکت چری راه اندازی شد. این مرکز شامل آزمایشگاه های قطعات خودرو ، حفاظت از انرژی و حفاظت از محیط زیست، تست جاده، انتقال قدرت، ایمنی ، مواد و اندازه گیری  می باشد و همچنین این مرکز قادر به تست 30 مدل جدید و 2.000.000 دستگاه خودرو در سال می باشد.
عبور از رقم تولید سه ملیونی برای چری گامی بزرگ در مسیر جهانی شدن این خودروساز چینی است.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه سوم شهریور 1390 و ساعت 16:53


»» سالانه یک تریلیون حشره توسط خودروها کشته می‌شوند

باورکردنی نیست که خودرو دست به چنین کشتاری بزنند. طبق آماری که از سایت Treehugger منتشر شده، هر سال یک تریلیون حشره در اثر برخورد با خودرو جان خود را از دست می‌دهند. طی این نظرسنجی که شامل 250 راننده می‌شد، تعداد حشراتی که به سپر آنها چسبیده شده بود شمرده می‌شد. در کل 19 هزار و 184 مایل یا 30 هزار و 700 کیلومتر طی 6 هفته توسط این رانندگان تست شد. در این مدت 17 هزار و 838 حشره توسط این تعداد خودرو کشته شدند.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 1:40


»» گپی با کشتی گیر قدیمی و صاحب پورشه 911 تارگا

از پشت از پشت شیشه چشم‌ها را خیره می‌کرد. با آن رنگ فسفری عجیب و طراحی بی‌نقص و کم‌‌نظیر. روی برچسبی که به شیشه‌اش چسبانده بودند نوشته بود: «فروشی نیست» اما ندایی در درونم می‌گفت کاش فروشی بود هر چند می‌دانی به این سادگی‌‌ها نمی‌توانی پولش را بپردازی. یک پورشه زیبای 911 تارگا. متعلق به آقای حبیب رازمندان. کشتی گیر قدیمی و قهرمان جهان در سال 2000 در مسابقات پیشکسوت‌های آلمان.

نمی‌دانستم آقای رازمندان نمایشگاه دارد. پیشتر گمان می‌کردم جزو آن گروه از مردانی است که عشق ماشین دارند و در کنار شغلشان به این مقوله نیز می‌پردازند اما او شغلش نیز ارتباط مستقیم و بلافصلی با ماشین دارد.

قرار گفت‌وگویمان را در همان نمایشگاه خیابان امیرآباد گذاشتیم. جایی که آن پورشه معرکه نخستین جایگاه را میان انبوه ماشین‌ها به خودش اختصاص داده و همه رهگذرانی که از مقابل نمایشگاه می‌گذرند چه آشنا با اتومبیل و چه غریبه با آن نمی‌توانند بدون نیم نگاهی به این پورشه بگذرند. مجذوب‌کننده است و کنجکاوی برانگیز. شاید اینها را مدیون آقای رازمندان است که طی این همه سالی که مالکش بوده از آن خوب نگهداری کرده و قبراق و سرحال به نمایشش گذارده. نمایشی بسیار غبطه‌برانگیز.

این مالک خوش‌ذوق، زاده اردیبهشت ماه سال 1331 در خیابان مخصوص تهران پایین‌تر از چهارراه لشکر است. آنها خانوادگی در این کسب و پیشه بوده‌اند و پدر آقای رازمندان به گفته پسر، مالک یکی از چهار بنگاه موفق ماشین در زمان خودش یعنی دهه 30 و 40 تهران بوده است. بنگاهی به نام پاساژ لوکس در خیابان حسن‌آباد.

حبیب رازمندان در تهران دیپلم ریاضی گرفته و چون قهرمان کشتی جوانان هم بوده توانسته بدون کنکور وارد دانشگاه شود. او مخیر بوده بین دانشگاه علم و صنعت یا مدرسه عالی ساختمان یکی را برگزیند که تحصیل معماری در مدرسه عالی ساختمان را ترجیح می‌دهد و یک سالی در این مدرسه درس می‌خواند‌.

از چند سال قبل از این دوران او خرید و فروش ماشین را در جوار پدر آغاز می‌کند و همه فنون کار را فرا می‌گیرد. نخستین ماشین‌هایی را هم که می‌خرد و می‌فروشد پیکان بوده است. پیکان‌هایی که در سال‌های 59 و 60 تولید می‌شدند. قبل از انقلاب سفر به آلمان و وارد کردن بنز را تجربه و این کار را همزمان با خرید و فروش پیکان دنبال می‌کند. کم‌کم نامش به عنوان کسی که واردکننده و خریدار ماشین‌های آنتیک است سر زبان‌ها می‌افتد: «چون خودم خیلی ماشین اسپرت دوست داشتم و مدام می‌خریدم و می‌فروختم مردم هم مرا به عنوان کسی که در این ماشین‌ها تخصص دارد می‌شناختند و هر کس ماشین آنتیکی داشت می آورد پیش من.»

درباره نخستین ماشینی که خودش خریده می‌گوید: «وقتی تازه دیپلم گرفته بودم یک روز می‌خواستیم با تعدادی از بچه‌‌ها برای گردش برویم بیرون. هیچ کدام از آنها گواهینامه نداشتند و فقط من تصدیق داشتم. یک پیکان اجاره کردیم که مال سال 46 بود و این اولین ماشینی بود که من به عنوان راننده پشتش نشستم و هیچ وقت از خاطرم نمی‌رود.»

حبیب رازمندان در کار خرید و فروش ماشین تا جایی پیش می‌رود که به فکر استقلال می‌افتد و از پدر جدا می‌شود. اول نمایشگاهی در خیابان وصال می‌خرد. بعد سال 63 همین نمایشگاه اسپرت ماشین در خیابان امیرآباد شمالی را معامله می‌کند و هنوز که هنوز است پاگیر اینجاست.

اما زندگی حبیب رازمندان وجوه دیگری نیز دارد. او از نوجوانی کشتی می‌گرفته و سال 83 وقتی حدوداً 52 ساله بوده دوباره می‌رود دانشگاه و چهار سال بعد با لیسانس تربیت‌بدنی فارغ‌التحصیل می‌شود. الان هم در حال درس خواندن برای فوق لیسانس است. او یک بار در سال 2000 در مسابقات کشتی آزاد پیشکسوت‌ها که در فرانکفورت آلمان برگزار شد مدال طلا گرفت و در سال‌های 2006 و 2007 هم در مسابقات جهانی لیتونی مدال برنز گرفته است. امروز هم که به او بنگری با وجود اینکه نزدیک به 60 سالگی است اما سر حال و قبراق است و گوش‌های شکسته‌اش تو را به ورزشی که عشق اوست راهنمایی می‌کند.

اگر بدانی زنگ موبایلش آهنگ سریال فاصله‌‌هاست (‌سریالی که یکی دو ماه پیش محبوب جوان‌‌ها بود ) بیشتر به زنده دلیش پی می‌بری.

این پورشه فسفری را آقای رازمندان سال 66 به قیمت یک میلیون و 750 هزار تومان خریده است. خودش تعریف می‌کند: «در همان سال خانه‌ای در عباس‌آباد تهران خریدم به قیمت 2 میلیون و 200 هزار تومان. یعنی با پولی که بابت این پورشه دادم به راحتی می‌توانستم یک خانه دیگر بخرم اما من عشق ماشین داشتم و دلم می‌خواست این پورشه را سوار شوم. در همه این سال‌ها هم خیلی‌‌ها پیدا شدند که مشتری بودند و می‌خواستند این ماشین را بخرند اما من نفروختم.»

تعریف می‌کند که «گاهی بچه‌‌های نمایشگاه می‌نشینند چرتکه می‌اندازند که اگر پول این پورشه را در بانک گذاشته بودیم تا حالا چند صد میلیون تومان سود به آن تعلق گرفته بود اما من لذتی که از دیدن این ماشین می‌برم را به آن پول‌‌ها نمی‌فروشم.» البته شاید بی‌نیازی او هم به این لذت بردن کمک بیشتری کرده باشد.

او با این پورشه تا به حال فقط تا کرج رفته و برگشته. دوست ندارد زیاد از این ماشین کار بکشد و مستهلکش کند اما بهترین خاطره اش از این پورشه زمانی است که: «برای عروسی دخترم این ماشین را گل زدیم. خب ... خیلی جالب بود و همه توجه زیادی نشان می‌دادند. البته من از روز اولی که این ماشین را خریدم با خودم عهد کردم که نفروشمش و روز عروسی تنها دخترم به عنوان ماشین عروس از آن استفاده کنیم که همین کار را هم کردیم وبرایم خیلی خاطره‌انگیز شد.»

آقای رازمندیان همین یک فرزند را دارد و عجیب است با وجود اینکه خودش نمایشگاه ماشین دارد تنها دخترش ریو سوار می‌شود. خود او هم بیشتر مواقع پژو 206 می‌راند: «چون ماشین خوبی است و استهلاکش خیلی کم است. بین ماشین‌های وطنی من 206 را بیشتر از همه می‌پسندم.» و البته وقتی داشتیم موقع خروج از نمایشگاه از کنار یک هیوندای رد می‌شدیم او با اشاره به بنزی که مقابلش بود گفت: «اما خداییش را بخواهید آرم این ماشین به همه ماشین‌های دیگر می ارزد.»

درباره این پورشه استثنایی

پورشه مدل تارگا 911، تولید سال 1974 ایتالیا است. نام تارگا که در زبان ایتالیایی ‌به معنی پوشش و حفاظ است برگرفته از مسابقات خیابانی تارگا فلوریو در سیسیل ایتالیاست؛ جایی که پورشه توانست هفت مقام قهرمانی را در سال 1956 به دست آورد. مدل‌های تارگا به جای ستون B از یک رول فولادی بهره می‌گرفتند که به شکل زیبایی بر روی بدنه 911 نصب شده بود و به این ترتیب علاوه بر حفظ استحکام شاسی خودرو در غیاب سقف‌، ایمنی سرنشینان را نیز مطابق قوانین سختگیرانه ‌ایالات متحده (‌که مهمترین بازار فروش پورشه را در اختیار داشت) تامین می‌کرد. سقف این مدل با پوششی از چرم در خارج به راحتی قابل جداشدن است و به این ترتیب 911 از یک خوروی کوپه به یک مدل کروکی تبدیل می‌شود.

پورشه آقای رازمندان با گذشت بیش از 35 سال از عمرش تنها 28 هزار کیلومتر کارکرد دارد و همین امر باعث شده کارکرد بخش‌‌های فنی آن به شرایط روزهای نخست نزدیک باشد.

موتور 150 اسبی آن در کنار وزن 1075 کیلوگرمی ضریب دنده یک مناسب، گشتاور 235 نیوتن در متر و البته تعویض سریع دنده‌‌ها این قابلیت را به ماشین می‌دهد تا به سرعت خود را از سایر خودروها جدا کند. شتاب صفر تا 100 این خودرو در زمان عرضه 5/8 ثانیه و حداکثر سرعت آن در حالت سقف بسته 210 کیلومتر در ساعت است.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 1:38


»» استقبال از مشهد، بدرقه در تبریز

کمیته‌‌های کلاسیک در طول برگزاری این رالی به خوبی توانستند حضور خود را اعلام کنند و در پاره ای مواقع به کمک خودروها بیایند. در این بخش حاشیه‌‌های حضور کمیته‌‌های کلاسیک استان‌‌ها در این رالی را مرور می‌کنیم.

مشهد

رییس کمیته: نساج کریمی

یکی از دو فولکس واگن بیتل شرکت‌کننده در این رقابت در زمان ورود به ایران دچار نقص فنی می‌شود. کمیته کلاسیک خراسان رضوی که به استقبال جمع آمده بودند خودرو را با خودروبر راهی مشهد می‌کنند و پس از تعمیر اساسی خودرو از سوی کمیته مشهد، بار دیگر بیتل را‌ با خودرو‌بر راهی تبریز می‌کنند تا به دست مالکش برسد و بتواند ادامه مسیر را سوار بر خودرو طی کند. این اتفاق در بدو ورود تاثیر بسیار مثبتی بر روی جمع داشت.

ارومیه

رییس کمیته: خیری

هر چند مسیر رالی به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده بود که از ارومیه نمی‌گذشت اما کمیته کلاسیک ارومیه با تعدادی از خودرو‌‌ها به استقبال رالی رفتند و با سوغات محلی آن‌‌ها را بدرقه کردند. یکی از خودرو‌‌های شرکت‌کننده در این رالی یک ولووی دیزل است که در این شهر نیاز به سوخت‌گیری پیدا می‌کند اما با توجه به آنکه در حال حاضر گازوییل فقط با کارت ارائه می‌شود در سوخت‌گیری به مشکل بر می‌خورد تا اینکه یک سواری دیزل دیگر به دادش می‌رسد! یکی از خودروهای کمیته کلاسیک ارومیه (مرسدس‌بنز 200 دیزل) با حضور در جایگاه و ارائه کارت امکان سوخت‌گیری و ادامه مسیر‌ را برای این خودرو فراهم می‌کند.

تبریز

رییس کمیته: نوظهور

در تبریز چرخ خودروی ایتالا (قدیمی‌ترین خودروی شرکت‌کننده در رالی متعلق به سال 1907) می‌شکند و راننده از تعمیر آن باز می‌ماند. در این شرایط با هماهنگی کمیته کلاسیک تبریز، یکی از اعضا (آقای زنجانی) کارگاه خود را برای تعمیر این چرخ اختصاص می‌دهد و چرخ شبانه ساخته شده و پیش از آغاز مسابقه در روز بعد بر روی خودرو نصب می‌شود تا این خودرو با عمر بیش از یک قرن از حرکت باز نماند.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 1:33


»» آگهی کلاسیک

تبلیغ فروش مرسدس بنز در اواخر دهه 50 در آمریکا. در این زمان بنز از زیر ویرانی‌های حاصل از جنگ جهانی دوم کمر راست کرده و تولید مدل‌های جدید و لوکس را بار دیگر در دستور کار خود قرار داده بود.

نکته جالب توجه در این آگهی درج نام شرکت استودی بکر- پاکارد در زیر آگهی است. این شرکت آمریکایی که در سال 1954 و از خرید شرکت استودی بکر توسط شرکت پاکارد به وجود آمده بود در آن دوران فروش خودروهای بنز در آمریکا را بر عهده داشت.

بنز در آن زمان برای عرضه خودرو در بازار آمریکا دچار مشکلاتی شده بود، چرا که این شرکت شبکه نمایندگی برای عرضه خودرو در آمریکا نداشت و به ناچار در سال 1958 با این شرکت آمریکایی برای فروش خودرو به توافق برسد و خودروهای بنز در نمایندگی‌های این شرکت عرضه می‌شد و طرف آمریکایی از فروش این محصولات سهمی را به دست می‌آورد.

این توافق به شرکت آمریکایی این امکان را می‌داد که از نام بنز در آگهی‌های خود استفاده کند تا ارزش برند این شرکت با کیفیت بالای محصولات بنز بالا رود. این توافق تا سال 1963 پا بر جا بود و پس از پایان قرار‌داد بسیاری از نمایندگی‌های شرکت آمریکایی با توجه به فروش مناسب بنز در بازار آمریکا، به نمایندگی فروش این شرکت تبدیل شدند.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 1:25


»» راهنمای خرید فورد موستانگ

در این مورد در طول هفته گذشته تماس‌هایی از سوی دوستان و به خصوص مالکین مدل‌های مختلف موستانگ داشتیم که هر یک معتقد بودند خودروهای آن‌ها هم از نظر کلاسیک بودن خودروهایی با ارزش هستند. در این مورد لازم به یادآوری است خودروهای کلاسیک از هر نوعی که باشند اگر در وضعیت مناسبی نگه‌داری شده باشند خودروهایی با ارزش هستند. علاوه بر این همان‌گونه که پیش از این نیز نوشتیم ارزش خودرو بیش از آنکه به خودرو مربوط باشد به ارزشی که مالک برای خودرو قایل است باز‌می‌گردد.

اما در کنار این مطلب نباید از این واقعیت نیز چشم‌پوشی کرد که در میان مدل‌های مختلف بر حسب علاقه عمومی بازار مدل‌هایی هستند که ارزش بالاتری دارند و به طور عموم از سوی علاقه‌مندان بیشتر مورد ‌استقبال قرار می‌گیرند و ما هم تلاش می‌کنبم این مدل‌ها را معرفی کنیم. چنین پیشنهادات خریدی به طور معمول برای علاقه‌مندانی نوشته می‌شود که برای بار نخست قصد خرید یک مدل را دارند و ممکن است با دیدن یک خودرو تحت تاثیر احساسات تصمیم بگیرند و با یک خرید اشتباه دچار دردسر‌های بعدی شوند.

با این مقدمه در قسمت دوم و پایانی این مطلب قصد داریم به مرور نکاتی بپردازیم که پس از انتخاب خودروی مورد نظر و در زمان خرید باید مد نظر قرار گیرد.

در زمان بررسی یک خودوری دست دوم بدون توجه به سن و سال آن باید نکات عمومی را مد‌نظر قرار دهیم که این مطلب در مورد خودروهای کلاسیک هم صادق است با این تفاوت که در مورد این خودرو‌ها می‌تواند از بعضی بخش‌ها با اغماض گذر کرد چرا که از یک سو خرابی این بخش‌ها پس از مدت زمان طولانی عادی است و از سوی دیگر بعضی بخش‌ها به راحتی قابل تعویض هستند.

در زمان خرید موستانگ نخست باید به تصادف خودرو از جلو و عقب توجه کنید ضمن آنکه تصادف‌های جانبی که موجب آسیب به شاسی شده باشد هم می‌تواند بعد‌ها برایتان دردسر‌ساز باشد. البته اگر خودرویی را که خریداری می‌کنید به طور کلی در وضعیت نامناسبی باشد شاید بشود به اصلاح این عیب با شاسی‌کشی امیدوار بود اما توجه داشته باشید بازسازی خودرویی در این وضعیت از سطح یک علاقه‌مند تازه کار بسیار فراتر است. پس بی‌دلیل خود را به دردسر نیاندازید.

پس از این موضوع باید به پوسیدگی‌های بدنه و شاسی توجه داشت. خودروهای مختلف بر حسب جنس فلز بدنه و طراحی بخش‌های مختلف، از نقاط مختلف مستعد پوسیدگی هستند که بعضی از آن‌ها مهم و بعضی دیگر به راحتی قابل بازسازی هستند.

در مورد موستانگ کف خودرو و به خصوص زیر پای سرنشین و راننده از جمله این بخش‌ها است که البته از دید حرفه‌ای‌ها مطلب چندان مهمی نیست و به راحتی قابل ترمیم است البته اگر سطح این پوسیدگی‌ها وسیع باشد چندان مطلوب نیست اما در نهایت بر روی کارکرد خودرو بی‌تاثیر است. یکی از مهمترین نقاطی که باید برای عدم وجود پوسیدگی به آن توجه کنید محل اتصال کمک فنر‌ها به شاسی است چرا که به علت تجمع آب به شدت در معرض پوسیدگی است و در این صورت تعمیر درست آن‌ها کمی دشوار است.

در مورد لوازم تزیینی موستانگ باید بدانید لوازم تزیینی این خودرو به طور معمول در بازار یافت نمی‌شود. البته این مطلب به این معنی نیست که هیچ بخشی از آن را نمی‌توانید در بازار بیابید. در مورد خودروهایی با این سن و سال همیشه ممکن است قطعاتی در انبار‌ها وجود داشته باشد و هنوز هم بشود قطعات نو را با قیمت مناسب پیدا کرد اما به طور عمومی قطعات تزیینی این خودرو در بازار نایاب است. البته اگر قطعات دست دوم به کارتان می‌آید گزینه‌ها بیشتر است چرا که در چند سال اخیر متاسفانه موستانگ‌های زیادی از رده خارج شده‌اند که قطعات مختلف آن‌ها را می‌شود در بازار یافت. اما به هیچ وجه نگران تهیه قطعات نباشید چون قطعات خودروهای آمریکایی اگر حاضر باشید هزینه آن‌ها را پرداخت کنید همیشه حاضر است. این خودروها به دلیل تیراژ تولید بالا در زمان خود، قطعات یدکی فراوانی در بازار داشتند که امروزه در بازار آمریکا هنوز تعداد زیادی از آن‌ها در بازار موجود است. به علاوه قطعات یدکی این خودرو‌ها هنوز هم تولید و با قیمت‌های مناسبی در بازار‌های خارج از کشور عرضه می‌شود. اگر قصد خرید این قطعات را دارید بد نیست بدانید تا پایشان به ایران برسد قیمتشان دو تا 2.5 برابر می‌شود. اگر خودرویی را که برای خرید انتخاب کردید در قطعات تزیینی و بدنه کم و کسری دارد می‌توانید قیمت قطعات را از اینترنت استخراج و قیمت‌ها را پیدا کنید. البته ترجیحاً سعی کنید مدلی را بخرید که احتیاج زیادی به قطعات تزیینی نداشته باشد چون ممکن است برای رسیدن بعضی از قطعات مدتی معطل شوید.

در مجموع آن‌گونه که حرفه‌ای‌های بازسازی می‌گویند در مدل‌های مشابه قیمت قطعات موستانگ نسبت به کامارو و چلنجر‌های مشابه مناسب‌تر است. جلو چنجره مدل 1966 در خارج از کشور حدود 100 دلار، چراغ کامل عقب این مدل 60 دلار و کرکره عقب مدل 1969 حدود 600 دلار قیمت دارد. بعضی از قطعات این خودرو به دلیل تقاضای زیاد بازار در داخل کشور هم ساخته شده است که شاید در ظاهر چندان بد نباشند اما وقتی روی خودرو نصب می‌شوند تفاوتشان با قطعات فابریک چشم را می‌آزارد.‌ در آخر به خاطر داشته باشید در بین قطعات تزیینی، آرم‌های فابریک موستانگ جزو قطعات گران و البته کمی نایاب است.

در مورد موتور موستانگ خیلی حساسیت به خرج ندهید. در اوراق فروشی‌ها قطعات فنی موستانگ و به خصوص مدل‌های پایین یافت می‌شود ضمن آنکه می‌توانید برای دردسر کمتر یک موتور کامل را خریداری کنید. موتور 302 موستانگ را می شود با قیمت 600 هزار تا دو میلیون تومان خریداری کنید. موتور‌های 600 هزار تومانی موتور‌هایی هستند که در مراکز اسقاط از یک موستانگ دیگر باز شده‌اند و نمی‌شود به کارکردشان اطمینان زیادی داشت. موتور‌های حدود دو میلیون تومانی موتور‌هایی هستند که یک تعمیر کار ماهر به طور کامل آن‌ها را باز کرده است و اشکالاتشان گرفته شده است و معمولاً می‌شود به آن‌ها اعتماد کرد. البته این موتور‌ها لوازم تیونینگ بر روی خود ندارند و قیمت این لوازم را باید به طور جداگانه محاسبه کنید.

در این بین موتور‌های بزرگتر هم ممکن است با قیمت‌های پایینی در بازار یافت شود اما خریدشان برای یک تازه کار ریسک بزرگی است. در مورد موتور از عباراتی نظیر «به شرط سلامت» و یا «تحویل موتور روشن» استفاده می‌شود. اگر موتور را به شرط سلامت خریداری کنید فروشنده می‌پذیرد اگر موتور مشکلی داشت آن را پس بگیرد. توجه داشته باشید خیلی وقت‌ها اشکالات موتور در ابتدا خود را نشان نمی‌دهند و بعدها برایتان دردسر‌ساز می‌شود. به علاوه بعضی موتور‌های بزرگ لوازم گران قیمتی دارند که می‌تواند قیمت پایین خرید آن‌ها را بی‌اثر کند. در نهایت توجه کنید تعویض موتور یک خودرو با موتوری دیگر نیاز به اخذ مجوز دارد و اگر تحت هر شرایطی شماره موتور دستکوب شده توسط پلیس کنترل شود موستانگ نازنینتان مهمان پارکینگ پلیس خواهد بود.

حرفه ای‌ها موتور 302 را موتور مناسبی می‌دانند که هم کاربرد شهری را پاسخگو است و هم با کمی خرج کردن و خرید لوازم مناسب، برای حرکات نمایشی و آتش زدن لاستیک مناسب است. پس بی‌دلیل خود را درگیر موتور‌های بزرگ‌تر نکنید.

موستانگ تمیز چند؟!

ارائه قیمت برای یک خودروی کلاسیک بدون بازدید خودرو ممکن نیست اما برای آنکه حدود قیمت‌ها دستتان باشد بد نیست بدانید موستانگ را می‌شود سه میلیون تومان هم خرید اما دردسر‌های بعدی بازسازی این خودرو می‌تواند قیمت آن را بسیار بالا برد. پس به هیچ‌وجه ریسک نکنید. حداقل قیمتی که برای خرید یک موستانگ تمیز باید کنار بگذارید حدود 10 میلیون تومان است که یک موستانگ 67 استاندارد با موتور 302 و دنده اتوماتیک است. در آخر مشورت با افراد آشنا به این امر و مطالعه زیاد ‌در مورد خودرویی که قصد خرید دارید را فراموش نکنید تا بعداً دچار دردسر نشوید و هنگام فروش با کاهش شدید قیمت مواجه نشوید.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه بیست و چهارم تیر 1390 و ساعت 1:24


»» 110 میلیون تومان برای یک شاسی زنگ زده

بعضی برند‌ها و بعضی مدل‌ها آنقدر با ارزش هستند که حتی بقایای به جای مانده از آن‌ها هم با ارزش است و بدون شک بوگاتی تیپ 38 یکی از آن‌ها است چرا که برای شاسی بدون موتور و بدون بدنه این خودرو آن هم با وضعیتی که در عکس می‌بینید بیش از 110 هزار دلار در یک حراجی در سیدنی پرداخت شد.
این شاسی مدل سال 1926 است از سوی مالک قبلی برای بازسازی کامل خریداری شده است اما آن‌گونه که مسئولین حراجی عنوان کردند وی در میانه‌های راه از ادامه کار منصرف شده و خودرو را همان‌گونه که خریداری کرده به فروش می‌رساند. این خودرو در زمان تولید از یک موتور دو لیتری هشت سیلندر بهره می‌برده و در مجموعه 385 دستگاه از آن به تولید رسیده است که همین امر باعث شده به نمونه‌ای ارزشمند تبدیل شود. مشخص نیست مالک جدید چه برنامه‌ای برای بازسازی آن دارد چرا که برای این کار باید بدنه و موتور را به طور کامل بسازد و عملاً مبلغی که پرداخت کرده است تنها بابت اصالت شاسی است.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 17:11


»» ایمپالاهای شیرازی گرد هم آمدند


گردهمایی‌های خودرویی در کشور معمولاً براساس کشور سازنده و یا برند خودروساز ترتیب داده می‌شود و به ندرت پیش می‌آید خودروهایی از یک مدل خاص در سال‌های مختلف گرد هم آیند اما این امر در شیراز و با ابتکار کمیته کلاسیک این شهر به مدیریت رضا پروا، در روز جمعه، بیست‌ویکم ماه جاری اتفاق افتاد و شورولت ایمپالاها دور هم جمع شدند. در این برنامه 15 دستگاه ایمپالا از مدل‌های 1959 تا 1977 حضور داشتند و در طی آن به خوبی می‌شد سیر تحول طراحی این خودرو را به عنوان یکی از خودروهای پر فروش به خصوص در انواع سدان دید. توافقی، یکی از اعضا کمیته کلاسیک این شهر در مورد علت انتخاب ایمپالا برای این گردهمایی گفت: «در قدیم تعداد زیادی ایمپالا وارد شیراز شده است. با اعضا کمیته در مورد این موضوع بحث می‌کردیم که به این نتیجه رسیدیم با توجه به تعداد این مدل‌ها در شیراز برنامه‌ای ویژه این مدل برگزار کنیم. چهار‌شنبه هماهنگی‌ها لازم را انجام دادیم و با توجه به شناختی که از مالکین خودرو‌ها در شیراز داریم توانستیم برنامه را برای جمعه هماهنگ کنیم.» وی در مورد علت استقبال شیرازی‌ها در قدیم از این خودرو می‌گوید:«ایمپالا یک خودروی سدان خانوادگی است که رانندگی راحتی هم دارد و استهلاکش هم پایین است و به همین دلیل در آمریکا هم طرفداران زیادی دارد. در حال حاضر در شیراز افرادی از این خودرو به عنوان خودروی روزمره استفاده می‌کنند.» توافقی، استقبال عمومی از این برنامه را بسیار خوب توصیف کرد. این استقبال با توجه به اینکه برای این برنامه تبلیغی هم نشده بود نشان می‌دهد حتی یک خودروی سدان که به تعداد بالا وارد کشور شده است نیز می‌تواند نظر علاقه‌مندان را به خود جلب کند. از سوی دیگر این برنامه و استقبال از آن زمینه‌ساز برنامه بعدی این کمیته نیز شده است. توافقی در این رابطه می‌گوید:«بعد از پایان برنامه خودروها در خیابان‌های سطح شهر به راه افتادند. در این مسیر توجه و علاقه مردم بسیار زیاد بود. همین امر موجب شد توجه بیشتری به برگزاری رالی خودروهای کلاسیک در این شهر داشته باشیم. برنامه‌هایی برای این منظور آماده کرده‌ایم که امیدواریم به زودی بتوانیم آنها را عملی کنیم.» برگزاری چنین برنامه‌ای در نوع خود در کشورمان حرکتی جدید است که به خوبی می‌تواند برای مدل‌های مشابه نیز انجام شود. شاید اگر یک ایمپالا در قالب همایش خودروهای آمریکایی حاضر شود در کنار خودروهای عضلانی چندان به چشم نیاید اما با برگزاری همایش‌های تخصصی می‌توان ارزش این خودرو‌ها را به نمایش گذاشت. خودروهایی از این خانواده و به خصوص انواع دهه 70 میلادی شاید از دید عده‌ای هنوز در رده کلاسیک‌ها طبقه‌بندی نشوند (انتقادی که از سوی گروهی از دوستان در زمان گزارش مربوط به بیوک لسابر نیز مطرح شد) اما فراموش نکنیم آنچه خودرو را به نمونه‌ای با ارزش تبدیل می‌کند، بیش از سن و سال و طراحی خاص، ارزشی است که هر خودرو برای مالک دارد و این برنامه‌ها می‌توانند ارزش خودرو‌ها را بیش از پیش به مالکان یادآور شوند، امری که در نهایت می‌تواند مانع از اسقاط این خودرو‌ها شود.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 17:1


»» خودروهای مشهور در حراجی Bonhams

در میان حراجی‌های مختلفی که در نقاط مختلف جهان برگزار می‌شود، حراجی Bonhams انگلستان، جایگاه ویژه‌ای دارد چرا که معمولاً مدل‌های ویژه‌ای در این حراجی عرضه می‌شوند.
در حراجی امسال که تا چندی دیگر برگزار می‌شود در میان مدل‌های متعددی که به حراج گذاشته خواهد شد یک رولزرویس مدل 1936 است. آنچه این خودرو را به نمونه‌ای منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند دو مساله است. نخست آنکه این رولزرویس فانتوم 3، نخستین رولزرویس فانتوم3 است که به بازار آمریکا وارد شده و یکی از 24 دستگاهی است که از این مدل به بازار آمریکا را پیدا کرده است. از سوی دیگر این خودرو در فیلمی که در سال 2006 در آمریکا ساخته شد حضور داشت. در این فیلم خودروی مقابل این رولزرویس، یک بنتلی بود و همین تقابل دو برند لوکس انگلیسی باعث جذابیت داستان شده بود. این رولزرویس از موتور 3/7 لیتری 12 سیلندر بهره می‌برد و بخش عمده‌ای از عمر خود را در یک کلکسیون خصوصی در اروپا گذرانده است و به خوبی حفظ شده است و پیش‌بینی می‌شود با قیمتی بیش از 70 هزار پوند به فروش برسد. آنچه بر ارزش این حراجی می‌افزاید آمار فروش بالا و شکستن رکوردهای فروش نیست بلکه خودروهای ویژه‌ای است که در این حراجی عرضه می‌شود و لاگوندا M45 مدل 1934 به حراج گذشته شده هم یکی از آنهاست. این خودرو به تنهایی هم خودرویی با ارزش است اما آنچه این خودرو را ارزشمندتر می‌کند یکی از مالکان قبلی آن است. نیک میسون، یکی از اعضای گروه پینک فلوید یکی از مالکین پیشین این خودرو است و همین مساله باعث شده این خودرو با قیمت پایه حدود 110 هزار پوند به حراج گذاشته شود. از دیگر مدل‌های منحصربه‌فرد این حراجی مرسدس‌بنز لیموزین 600 است که مدت‌ها در اختیار الویس پریسلی، آهنگساز مشهور بوده است. حراجی Bonhams یکی از باسابقه‌ترین حراجی‌های دنیا است که کار خود را از سال 1793 آغاز کرده است اما ورود به دنیای‌خودروهای کلاسیک برای این حراجی به سال 2000 بازمی‌گردد و از آن زمان به محلی برای حراج خودروهای خاص مشهور شده است.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 16:53


»» مطالب جالب و خواندنی

چندی پیش لامبورگینی تصاویری از پیشرانه 12 سیلندر 6.5 لیتری جدید خود را که برای جانشین مورسیه‌لاگو آماده کرده است، بر روی وب‌سایت‌های خودرویی قرار داد. این پیشرانه می‌تواند 700 اسب‌بخار (522 کیلووات) و 680 نیوتن‌متر (501 پوند فوت) گشتاور تولید کند.
تا به حال گفته می‌شد که جانشین مورسیه‌لاگو، جوتا نام خواهد داشت اما هفته گذشته به گزارش Jalopnik ، این سوپراسپرت، آونتادور (Aventador ) نام خواهد گرفت. دلیل این تعویض نام، مطابقت با قوانین نام‌گذاری خودروها در آمریکاست! و شاید هم همانند برخی از خودروها با اقتضای بازار فروش با هر دو نام به فروش برسد. گویی چندی پیش، جوتا/آونتادور در سنت آگاتا به دور از دوبین‌ها و خبرگزاری‌ها، با حضور مقامات لامبورگینی رونمایی شده است. استفان وینکلمن؛ رییس کمپانی در این رویداد در مورد نام جوتا و ریشه آن نیز توضیحاتی داده بود. لامبورگینی جدید از نظر ظاهری و مشخصات فنی شباهت بسیاری به رونتون خواهد داشت که از آن جمله می‌توان به فریم ساخته شده از مونوکوک فیبرکربن اشاره کرد که حداکثر 230 کیلوگرم از مورسیه‌لاگو سبک‌تر و 70‌درصد مقاوم‌تر از آن است. گفته می‌شود لامبورگینی جوتا/آونتادور در نمایشگاه پاریس سال آینده رونمایی می‌شود و سفارش ها از بهار سال آینده شروع خواهد شد. قیمت در نظر گرفته شده برای این سوپراسپرت 300 هزار یورو (410 هزار دلار) است که آن را به گران‌ترین لامبورگینی تاریخ مبدل کرده است!   تلفن همراه لامبورگینی   دنیای‌خودرو: وقتی از گوشی‌های تلفن همراه لوکس و شیک صحبت به میان می‌آید، همگان به یاد اپل آیفون، بلک‌بری یا Android می‌افتند. اما حقیقتاً این تلفن‌های همراه به جز قابی شیک و نرم‌افزارهای جالب، جزئیات منحصر‌به‌فرد دیگری ندارند! اگر دنبال یک تلفن همراه لوکس می‌گردید بهتر است به سراغ تلفن همراه جدید تونینو لامبورگینی (Tonino Lamborghini) بروید. این تلفن همراه با نام Viz در 6 نسخه مختلف عرضه می‌شود که همگی دارای قابی نقره‌ای رنگ و چرم نارنجی رنگ برای بالای آن هستند. تجهیزات جانبی آن ساده است و شامل شارژر USB، هدفون و کابل انتقال USB می‌شود. علاوه بر این، خریدار می‌تواند هدفون بلوتوث لامبورگینی را برای تلفن همراه خود سفارش دهد. قاب این مدل از استیل ضد زنگ توسط شرکت سوئیسی ساخته و به وسیله دست پولیش می‌شود. صفحه نمایش کریستالی آن از نوع LED با ابعاد 2.2 اینچ (240x320)، دوربین عکاسی 3 مگاپیکسلی همراه با فیلمبرداری با کیفیت VGA، دوربین کنفرانس جلو، پشتیبانی از 3G، GSM و EDGE از جمله دیگر مشخصات Viz است. مشخصات این تلفن همراه اینجا تمام نمی‌شود بلکه مدل‌های لوکس‌تر تلفن همراه تونینو لامبورگینی با نام Spyder عرضه می‌شوند که بدنه آنها را می‌توان از طلای قرمز (rose gold)، طلای زرد، PVD مشکی یا طلایی رنگ سفارش داد! نسخه S600 از این مدل به طلا مزین شده است ضمن اینکه S610 و S620 با PVD مشکی رنگ و کناره‌های نقره فام عرضه می‌شود. پشت تمام نسخه‌های مدل Spyder، با چرم همرنگ بدنه با طرح پوست کروکردیل یا فیبرکربن پوشیده شده است. فرم کلی بدنه و دکمه وسط با ظاهر مثلث شکل خود یادآور برند لامبورگینی هستند. در قسمت عقب نیز برند مثلثی لامبورگینی دیده می‌شود که درون آن شماره سریال منحصر به هر تلفن همراه حک شده است.   ساعت مچی فراری دنیای‌خودرو: معمولاً ساعت‌های مچی ساخت خودروسازان، حداقل قیمتی چند هزار دلاری دارند که البته گاهی به مرز 30 هزار دلار هم می‌رسد. اما هفته گذشته، فراری ساعت مچی را معرفی کرد که با طراحی برجسته خود و تولید محدود، فقط 523 دلار (385 یورو) قیمت دارد! این ساعت فراری که Jumbo نام دارد در رنگ‌های قرمز، مشکی و زرد قابل سفارش است. چنین ساعت‌هایی معمولاً توسط علاقه‌مندان و طرفداران یک خودروساز در رویدادهای خودرویی همچون گردهمایی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند و Jumbo نیز کاملاً مناسب چنین مناسبت‌هایی است.از مشخصات Jumbo می‌توان به قاب تیتانیومی با قطر 45 میلی‌متر، بند لاستیکی، دکمه‌های تنظیم تیتانیومی و آلومینیومی، صفحه کریستال ضد بازتاب نور، ضد آب تا 5 اتمسفر، قطعات سوئیسی کوارتز ETA و ... اشاره کرد.فراری در مورد Jumbo می‌گوید: «در فراری، زمان‌بندی دقیق یکی از اولویت‌های مهم است چرا که حتی یک دهم ثانیه هم در پیست و در مسابقه ارزشمند است. به همین دلیل برای ساخت Jumbo از موتوراسپرت و فراری اسکودریا الهام گرفته شده است. این ساعت زیبا در یک جعبه چوبی عرضه می‌شود که این امر بیانگر ارزشمند بودن آن است و مناسب کلکسیونرهای ساعت نیز هست.»   همکاری رولزرویس با بیژن! دنیای‌خودرو: رولزرویس چندی پیش در جریان برگزاری نمایشگاه اتومبیل لوس‌آنجلس، همکاری خود را با طراح معروف لباس‌های مردانه؛ بیژن پاکزاد رسماً اعلام کرد. بیژن پاکزاد؛ طراح معروف ایرانی، علاوه بر علاقه به طراحی لباس، به خودرو نیز علاقه بسیاری دارد و دستکاری خودروهای گرانقیمتش با سلیقه خودش، یکی از سرگرمی‌های بیژن است. از اینرو، وی و رولز‌رویس طی یک همکاری مشترک، فانتوم محدودی را تولید و عرضه خواهند کرد که فقط 30 دستگاه از آن تولید می‌شود و برای مشتریان خاص و ثروتمند در نظر گرفته شده است. این مدل منحصر‌به‌فرد در تأسیسات تولیدی رولز‌رویس در گودوود انگلستان تولید خواهد شد ولی مشخصات و المان‌های طراحی آن بر اساس سلیقه و خلاقیت بیژن خواهد بود. بنابراین تفاوت‌هایی زیادی با فانتوم معمولی خواهد داشت! هر یک از این فانتوم‌های منحصر‌به‌فرد، منحصراً برای هر یک از 30 نفر طراحی و تزیین می‌شود؛ اگرچه ظاهر کلی یادآور فانتوم خواهد بود! این مدل برای قدرتمند‌ترین و با نفوذترین افراد 20 کشور ساخته و اولین دستگاه در بهار 2011 رونمایی می‌شود. بوتیک بیژن که در خیابان رودئو درایو لوس آنجلس واقع شده عنوان گران‌ترین بوتیک دنیا را به خود اختصاص داده است و بازدید از آن حتماً باید با وقت قبلی صورت بگیرد! از جمله مشتریان وی می‌توان به مایکل جوردن، بیل کلینتون و جورج بوش اشاره کرد. شاید کلکسیون Bespoke رولزرویس که در نمایشگاه پاریس امسال رونمایی شد، نیم نگاهی به فانتوم‌های محصول مشترک با بیژن داشته است! جدیدترین خودرو بیژن، یک دستگاه رولزرویس دراپ هد کوپه است که به رنگ زرد (رنگ مورد علاقه بیژن) رنگ‌آمیزی شده است .   آئودی A9 دنیای‌‌خودرو: کمپانی مرسدس‌بنز با طراحی و ساخت CLS، اولین سدان‌/‌کوپه بازار را به جهانیان معرفی کرد. پیرو آن، پورشه مدل پانامرا را عرضه کرد و آئودی هم دیر یا زود از A7 رونمایی خواهد کرد. حال که طیف مدل‌های سدان‌/‌کوپه بازار در حال افزایش است، آئودی قصد دارد تا کلاس جدیدی از خودروها را ماورای سدان/کوپه‌ها به بازار عرضه کند که لوکس‌تر و اسپرت‌تر خواهد بود و شاید بتوان آن را سوپر سدان/کوپه تلقی کرد. این آئودی که در صورت ورود به بازار، A9 نام خواهد داشت فعلاً شایعه‌ای بیش نیست. به گفته نشریه Auto Zeitung، آئودی A9 علاوه بر سیستم کواتروو با آرایش چرخ متحرک عقب نیز عرضه خواهد شد. نیروی محرکه A9، گازی/الکتریکی خواهد بود که با وجود هیبرید‌بودنش، به صورت استاندارد بیش از 500 اسب‌بخار نیرو تولید خواهد کرد. گویی A9 از نظر لوکس‌بودن و ابعاد به A8 شباهت دارد و از نظر فنی و شتاب به R8! کمپانی آئودی تا پیش از این با R8 توانست دنیای خودروهای اسپرت خیابانی را متحول کند. هر کس پشت فرمان این خودرو می‌نشیند از آن به عنوان یکی از بهترین خودروهای دنیا یاد می‌کند! حتی جرمی کلارکسون از برنامه تاپ گیر. سپس با سدان سوپرلوکس A8 بازار رقبا را به خطر انداخت. پس بعید نیست که با تولید A9 نقطه عطف دیگری را برای خود رقم بزند!   آسفالت ضد یخ! دنیای‌خودرو: چندی پیش محققان دانشگاه‌ هاروارد ادعا کرده‌اند که توانسته‌اند آسفالتی را بسازند که ضد یخ است و در سردترین ماه‌های سال و روزهای برفی و بارانی اثری از یخ بر روی آنها دیده نخواهد شد! در این صورت تایرهای زمستانی برای همیشه فراموش خواهند شد و پلیس‌های راه که در مواقع یخ‌زدگی جاده‌ها، وسایل نقلیه را هدایت می‌کنند، نفسی راحت خواهند کشید! در صورت عملی و اجرایی بودن این اختراع، می‌توان پس از اختراع چرخ، آن را مهمترین اختراع تاریخ دانست. چرا که به طور چشمگیری از تصادفات جاده‌ای می‌کاهد، آسیب رسیدن به آسفالت را به حداقل می‌رساند که در نتیجه هزینه بازسازی آسفالت کاهش می‌یابد و رانندگان می‌توانند حتی در سردترین ماه‌های سال، حداکثر سرعت را با خودرو خود تجربه کنند! هنوز نامی برای مواد به کار رفته در این آسفالت در نظر گرفته نشده است ولی برای اولین بار در سال 2009 توسط دانشگاه پیتسبورگ چنین ایده‌ای مطرح شد. بد نیست بدانید که یخ‌زدگی سطح آسفالت به دلیل نفوذ آب بین لایه‌های آسفالت است که به دلیل هوای سرد زمستان موجب یخ‌زدن آب بین لایه‌ها و لیز شدن سطح آسفالت می‌شود. این اختراع، موادی را برای سطح آسفالت در نظر می‌گیرد که مانع از پخش‌شدن آب بر روی سطح می‌شود! راز این اختراع در استفاده از سیلیکون برای پوشش آسفالت است که از نظر تئوری انجام‌پذیر است ولی از نظر عملی حتی اگر مانع از یخ‌زدن کامل آب نشود، می‌تواند از سخت‌شدن یخ جلوگیری کند که در نتیجه راحت‌تر از سطح آسفالت جدا می‌شود. محققان دانشگاه ‌هاروارد در حال بررسی این پوشش برای آسفالت هستند و در صورت عملی بودن، در آینده‌ای نزدیک شاهد آسفالت‌های ضد یخ خواهیم بود که تحولی را در صنعت وسایل نقلیه و راهسازی و راهداری به وجود خواهد آورد.   موتورسیکلت جت! دنیای‌خودرو- سامیار راشد: باب مادوکس، یک علاقه‌مند به موتورسیکلت است که روزها به کار نجاری مشغول است اما هنگامی که از کارش برمی‌گردد همه به جای نجار او را «راکت من» یا «مرد موشکی» صدا می‌زنند! دلیل آن هم واضح است چون بعد از کار، روی موتورسیکلت‌های جت که از علایق وی است کار می‌کند. او این موتورسیکلت جت را برای یک موتورسیکلت‌سوار حرفه‌ای ساخته است و پیش از تحویل، 5 بار آن را آزمایش کرده است. در تست‌های انجام شده، این موتورسیکلت توانست در 5 ثانیه از سکون به سرعت یکصد کیلومتر بر ساعت برسد. نیروی محرکه این موتورسیکلت را یک موتور جت با دو خروجی از پشت تشکیل می‌دهد. این پیشرانه 339 نیوتن‌متر (250 پوند فوت) گشتاور تولید می‌کند و با گازوئیل اکتان 87 به حرکت در‌می‌آید. اگرچه مادوکس ادعا می‌کند موتورسیکلتش با هر نوع سوختی کار می‌کند. این پیشرانه در هر ثانیه 70 مرتبه، سوخت و هوا را با در‌هم می‌آمیزد تا بیشترین بازده را داشته باشد. این موتورهای جت که Pulsejet تلقی می‌شوند بسیار پر سر و صدا هستند و در اواخر جنگ جهانی دوم در هواپیماهای بمب افکن German V1 مورد استفاده قرار می‌گرفت. مادوکس علاوه بر تایرها، رینگ‌ها و ترمزها کل بدنه را به وسیله دست ساخته و پرداخته است. هدف از ساختن این موتورسیکلت رسیدن به حداکثر سرعت 321 کیلومتر بر ساعت (200 مایل بر ساعت) بوده و البته این به مالکش بستگی دارد که اقدام به رکوردشکنی با این موتورسیکلت بکند یا نه. باب مادوکس کار خود را با ساخت اسباب‌بازی‌هایی که به وسیله موتور جت کوچک حرکت می‌کردند یا به پرواز در‌می‌آمدند را آغاز کرد و در آینده‌ای نزدیک قصد دارد با نصب موتور جت بر روی موتورسیکلت چهار‌چرخ بتواند آن را با حداکثر سرعت به پرواز در بیاورد!

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 16:47


»» پونتیاک سولستیکGXP در ارومیه

تردد خودروهای خاص و گذرموقت در دیگر شهرهای کشور رنگ و بوی خاصی به آنها داده است.این بار در شهر ارومیه خودرویی رویت شده که می توان گفت اولین مدل از این خودرو است که وارد کشور شده است. باورود پونتیاک سولستیکGXP به کشور تصاویری از آن دربسیاری از سایت ها منتشر شد.این خودروی آمریکایی مدل 2008 دارای پیشرانه 4سیلندر 2 لیتری توربوشارژر با قدرت تولیدی260 اسب بخار و حداکثر گشتاور353 نیوتن متر بوده که با ظرفیت حمل 2 سرنشین و دارا بودن سقف متحرک قادر است ظرف مدت زمان5.5ثانیه از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر درساعت دست پیدا کند.

ین خودرو دارای دوگیربکس 5سرعته اتوماتیک و دستی است که به انتخاب مشتری برروی خودرو نصب می گردد.پدال های آلومینومی،رینگ های 18اینچی کروم کاری شده،پوشش چرم صندلی ها،باله عقب روی در صندوق بار و ... از جمله امکانات و تجهیزات سفارشی این خودرو محسوب می شود که با پرداخت مبلغ بیشتری برروی خودرو نصب می گردد.سیستم تعلیق اسپرت،رینگ های 18 اینچی آلومینومی،کروزکنترل،سیستم ترمزی ضدقفل ABS و... از جمله تجهیزات استاندارد نصب شده برروی این خودروی کروکی است.خودرویی که در تصاویر ملاحظه می کنید برای مدت کوتاهی در شهر ارومیه تردد کرده و با اتمام مدت قانونی، به کشور مبدأ بازگردانده شده است

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 16:45


»» با 5 تا 15 میلیون تومان گالانت بخریم؟

  دنیای‌خودرو- عمادالدین جعفری: میتسوبیشی گالانت در سال 1969 توسط شرکت میتسوبیشی ژاپن تولید شد. نام این خودرو در اصل ریشه‌ای فرانسوی داشته و به معنای بلند همت است و تاکنون 9 نسل از تولید آن می‌گذرد. همچنین پنج میلیون دستگاه از این خودرو به فروش رسیده است. گالانت در کلاس خودروهای سدان جمع‌وجور قرار دارد اما در ژاپن نمونه بزرگ‌تر آن تنها برای بازار این کشور تولید می‌شود. لازم به ذکر است که گالانت از سال 1969 تا 1998 در کلاس خودروهای سدان جمع‌وجور قرار داشت و از آن پس در کلاسی بالاتر یعنی خودروهای سدان Mild-Size یا متوسط قرار گرفت.
نسل اول این خودرو با نام Colt Galant در دسامبر سال 1969 به بازار عرضه شد. از سال 1971 در بازار آمریکا با نام Chrysler Valiantu Galant، Dodge Colt به فروش می‌رسید. همچنین در نمونه‌های دودر کوپه، چهاردر سدان و پنج‌در استیشن‌واگن تولید شد و با موتورهای 3/1، 4/1، 5/1، 6/1 و 7/1 لیتری به بازار عرضه شد. اما نسل دوم گالانت که سال 1973 آغاز شد و تا سال 1976 ادامه داشت. علاوه بر سال‌های گذشته با نام‌های Chrysler Galant، Dodge Plymouth Colt و Plymouth Cricket نیز شناخته می‌شد. این نسل با یک موتور 6/1 لیتری به بازار عرضه می‌شد. نسل سوم گالانت از سال 1976 شروع و تا سال 1980 ادامه داشت. اما این بار گالانت نه تنها با موتورهای 6/1 و 8/1 لیتری بلکه با موتور 2 و 6/2 لیتری نیز به بازار عرضه شد که همگی آنها چهار سیلندر بودند. در سال 1980 نسل چهارم گالانت آغاز شد و Eterno و Sigma نام داشت. این نسل در سال 1987 به پایان رسید و در سال 1983 نسل پنجم خود را آغاز کرد. اما این بار نام‌های V3000 Magno نیز به گالانت نسبت داده می‌شد. این نسل نیز در سال 1992 به پایان رسید و بعد از آن گالانت تا به امروز چهار نسل دیگر را نیز تجربه کرد و از ابتدا تاکنون 9 نسل را پشت‌سر گذاشته که نشان از قدمت این خودروی موفق از شرکت میتسوبیشی است. در نسل‌های 8 و 9 گالانت در کلاس خودروهای متوسط قرار گرفت. گالانت در کشورهای مختلف با نام‌های مختلف به فروش رسیده و توانسته در بازارهای جهانی موفق عمل کند. دهه 90 میلادی یک دهه رویایی برای کشور ما در امر واردات خودرو محسوب می‌شود. سال‌هایی که خودروهای معتبر دنیا پای به کشور ما گذاشتند خودروهایی که حتی حالا که واردات خودرو روند رو به رشدی دارد به کشور ما راه نیافتند و تنها از آنها خاطره‌ای شیرین به جا مانده است خودروهایی همچون اپل، میتسوبیشی، هوندا و ... که بعد از آن سال‌ها دیگر وارد کشور شدند. این خودروها به دلیل کیفیت بالای ساخت و طراحی فوق‌العاده توانسته‌اند هنوز هم برای بسیاری از افراد جذاب باشند خودروهایی که طراحی آنها شاید بدون اغراق با خودروهای جدید هم برابری کند. یکی از این خودروها میتسوبیشی گالانت است، خودرویی که به واقع هنوز هم در بازار خودروهای دست دوم انتخاب خوبی برای بسیاری از افراد محسوب می‌شود. کیفیت بالا در کنار طراحی و امکانات خوب همه چیز را برای خرید این خودرو مهیا ساخته است. در آن زمان گالانت رقبایی همچون هوندا آکوردو اپل وکترا داشت که همگی این خودروها به دلیل تعداد کمی که وارد کشور شده بودند به فروش رسیدند و نمی‌توان گفت که کدام یک از این خودروها موفق بودند. اما استهلاک پایین خودروهای ژاپنی که همیشه زبانزد خودروها بوده در مورد گالانت نیز صدق می‌کرد و توانسته با توجه به داشتن این مولفه‌ها هنوز هم بهتر از خودروهای آلمانی و فرانسوی هم رده خود عمل کند. معرفی گالانت گالانت در سال‌های 1992 و 1993 وارد ایران شد که مدل 92 آن به گالانت‌های کوسه‌ای و مدل 93 آن به گالانت‌های عینکی تپل در بین افراد معروف شده است. اما خودروهای وارداتی سال 1992 شامل مدل‌های GTI، VR4 و GLX می‌شدند. در مدل‌های 1993 نیز نمونه‌های 2000 سوپرسالن و 2000GLS می‌گنجید. اما نکته جالب در این نمونه‌ها موتورهای آنهاست که در سال 1992 انژکتوری بوده و نمونه‌های سال 1993 به رغم جدیدتربودن کاربراتوری بودند. گالانت GTI یک موتور دو لیتری 16 سوپاپ درون سینه دارد اما در مدل GLX موتور 1800 است. اما در سال 1993 تعداد کمی مدل VR6 نیز وارد کشور شد که موتوری شش سیلندر اما دو لیتری در سینه داشت و جز مدل‌های بسیار خاص و قدرتمند گالانت محسوب می‌شود. گالانت مدل 1993 از موتوری دو لیتری که دارای 9 سوپاپ است بهره می‌برد. سیستم سوخت‌پاشی این خودروهای کاربراتوری است. طراحی این مدل بسیار جذاب بوده و طرفداران زیادی در ایران دارد هر چند که به لحاظ فنی اکثر تعمیرکاران گالانت‌های مدل 1992 را برتر می‌دانند ولی نمی‌توان از چهره زیبای گالانت‌های 93 گذشت. محاسن و معایب گالانت‌های 92 هم با گیربکس اتوماتیک چهار سرعته عرضه شدند و هم با گیربکس پنج سرعته دستی راهی بازار شدند که البته تعداد گیربکس‌های دستی گالانت در بازار بیشتر است. گالانت‌های مدل 92 از شتاب کمی برخوردارند چرا که اتاق این خودروها بسیار سنگین است. سپرهای جلو و عقب که کمی هم بزرگ هستند وزن زیادی دارند اما در مسافت‌های طولانی و همواره از سرعت خوبی برخوردار است. صندلی‌های این خودرو نرم است و کیفیت کابین نیز متوسط است. صندلی‌های این خودرو در جهت ارتفاع نیز قابل تنظیم است و برای راحتی بیشتر گودی کمر را نیز پر می‌کند. در خصوص محاسن و معایب خودروهای میتسوبیشی به سراغ گویک محمودی رفتیم که سال‌هاست به صورت تخصصی بر روی این خودرو کار می‌کند. وی گفت: گالانت‌های مدل 92 بسیار کم استهلاک هستند و تقریباً نمونه‌های سالم آنها بی‌نقص است و خیلی دیر به دیر دچار خرابی می‌شود. سواری خودرو بسیار نرم بوده و از تکان‌های اضافی خبری نیست. در سراشیبی‌ها به دلیل وزن زیاد نمی‌توان انتظار کششی بالا داشت اما در جاده‌های کفی از سرعت‌ بالایی برخوردار است. فرمان‌پذیری و هندلینگ خودرو خوب بوده و خیال راننده را از پیچ‌های تند راحت می‌کند. در سوی دیگر گالانت‌های 93 قرار دارند خودروهایی که به رغم زیبایی بیشتر نسبت به مدل‌های قبلی از استهلاک بالاتری برخوردارند. جلوبندی این مدل خیلی زود خراب می‌شود که البته بیشتر خرابی‌ها مربوط به طبق‌های صاف آن است که نشان از ضعف جلوبندی 93 نسبت به 92 است. در گالانت‌های 93 در قسمت جلو در هر طرف سه طبق و یک سیبک دارد که بیشتر طبق‌های صاف آن خراب می‌شود اتاق این مدل خیلی زود به سرو صدا می‌افتد. چهارچرخ این خودرو ترمزهای دیسکی دارد و شتاب آن به دلیل موتوری قوی‌تر بیشتر از مدل‌های قبلی است. کیفیت کابین این مدل نیز مناسب است و صندلی‌های آن نیز راحت هستند. در کل می‌توان مدل 92 گالانت را بسیار کم استهلاک‌تر و بهتر از مدل 93 آن داشت این در حالی است که به واقع چهره مدل 93 بسیار زیباتر است. امکانات گالانت مدل 92 گالانت در نمونه سوپرسالن دارای امکاناتی همچون فلاپ زیر در، سپر همرنگ بدنه، آینه‌های همرنگ بدنه که برقی نیز هستند، سانروف، صندلی‌های مبله و بسیار راحت، شیشه‌های رنگی، دستگیره‌های در استیل، کولر، شیشه‌های عقب و جلو برقی، فرمان هیدرولیک با اسپویلر عقب و رینگ‌های اسپرت است که در برخی نمونه‌ها نیز گیربکس اتوماتیک به آن اضافه می‌شود. گالانت‌های مدل 93 نیز در نمونه سوپرسالن امکاناتی همچون آینه‌های همرنگ بدنه، سانرف، آینه‌های برقی، اسپویلر عقب، رینگ اسپرت، صندلی‌های مبله و شیشه‌های رنگی هستند. مدل GLX فول شامل سانروف و اسپویلر عقب است اما آینه‌های آن دستی هستند. مدل GLS ساده نیز چهار شیشه برقی دارد. سانروف و اسپویلر عقب از آن حذف شده است. همچنین همه مدل‌های سوپرسالن داخل سپر آن پرژکتور به کار رفته است. نمونه‌های 1800 گالانت که سپر کوتاه هستند دارای چراغ‌های عقب کوچک‌تر در عوض جاپلاکی بزرگ‌تری است. همچنین نمونه GLX بسیار شبیه به GLS است و تنها تغییر نام داده است که مدل ساده آن محسوب می‌شود و بسیار هم کم است. نکاتی که باید به آن توجه داشت اگر می‌خواهید گالانت بخرید، حتماً آن را به یک متخصص گالانت نشان دهید و نه متخصص خودرویی دیگر. چون اگر تخصص گالانت نداشته باشد حتماً نمی‌تواند صدای یک گالانت سالم را از یک گالانت معیوب تشخیص دهد. تسمه تایم گالانت بالانسر دارد که اگر تعویض تسمه تایم به بهترین نحو انجام نشود خودرو صدایی اضافه دارد که البته زیاد هم بلند نیست که در برخی از موارد منجر به تعویض سیلندر نیز می‌شود. اما یک تعمیرکار متخصص گالانت می‌تواند به خوبی شما ر ا رهنمایی کند.   گالانت در بازار سال 92 که گالانت وارد بازار ایران شد قیمتی در حدود سه میلیون تومان داشت اما اکنون پس از گذشت 18 سال قیمت آن نه تنها کم نشده بلکه زیاد هم شده که خرید آن برای صاحب خودرو توجیهی اقتصادی دارد. گالانت مدل 92 هم‌اکنون در بازار از 5/5 میلیون تومان تا 13 میلیون تومان قیمت دارد و در مدل 93 قیمتی در حدود 7 میلیون تا 15 میلیون تومان را داراست. این در حالی است که در این رنج قیمتی می‌توان خودروهای صفر کیلومتر تولید داخل را نیز خریداری کرد. اما کمی هم باید به فکر خدمات پس از فروش بود ولی روی هم رفته این خودروی ژاپنی بسیار با دوام و کم استهلاک است و از سواری بسیار نرم و خوبی بهره می‌برد. قطعات در بازار تامین قطعات یدکی یکی از بزرگ‌ترین مسائل در خصوص خرید یک خودرو است تا حدی که می‌تواند انتخاب یک فرد را تحت تاثیر قرار دهد. در این خصوص به سراغ بهنام پاینده رفتیم که در خیابان ملت تهران اقدام به فروش لوازم یدکی میتسوبیشی می‌کند. وی می‌گوید: تمامی قطعات گالانت در بازار موجود است و اکثر آنها نیز ژاپنی هستند که از کیفیت بالایی برخوردارند البته محصولات چینی و تایوانی نیز در بازار وجود دارد که قطعات چینی کاملاً با شکست روبه‌رو شده‌اند. اما تعداد فروشنده‌های قطعات یدکی گالانت زیاد نیستند ولی همین تعداد کم جوابگوی خریداران خواهند بود. لازم به ذکر است که برخی از قطعات میتسوبیشی گالانت که ساخت شرکت میتسوبیشی ژاپن نیز هستند در دو نمونه درجه بندی شده یک و دو به بازار عرضه شده اند. به عنوان مثال لنت جلوی درجه یک 90 هزار تومان قیمت دارد و همان لنت در نمونه درجه دو 65 هزار تومان قیمت دارد و یا طبق صاف که درجه یک آن 115 هزار تومان و درجه دو آن 80 هزار تومان قیمت دارد ولی هر دوی آنها ژاپنی هستند و تنها کیفیت آنها متفاوت است.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 16:42


»» مقایسه نسیم و مروارید

دنیای‌خودرو- عمادالدین جعفری: سال 1985 فورد آمریکا سفارش خودرویی در سایز کوچک را به شرکت مزدا داد. مزدا هم یک خودروی سه‌در هاچ‌بک را برای فورد طراحی کرد. این خودروی هاچ‌بک، فورد فستیوا نام گرفت البته با این نام در بازار آمریکا به فروش می‌رسید و در کشور ژاپن مزدا 121 نام داشت.
این خودرو نمونه سدان و استیشن هم داشت. فورد فستیوا بعد از واگذاری به شرکت کیا پراید نام گرفت و از سال 1372 وارد کشور ایران شد. این خودرو در کمپانی سایپا تولید ‌شد و بعد از سال‌ها هنوز هم در چرخه تولید قرار دارد و به گاو شیرده سایپا بدل شده است. پراید بعد از متوقف‌شدن تولید پیکان به نوعی تبدیل به خودرویی برای اقشار کم درآمد جامعه شد و با توجه به ارزان بودن قطعات آن همچنین کم مصرف بودن سوخت توانسته جایگاه مناسبی در بازار داشته باشد. اما نمی‌توان انکار کرد که از تولید این خودرو سه دهه می‌گذرد و دیگر برای سال 2010 قدیمی به نظر می‌رسد. به هر حال این خودرو در ایران تولید می‌شود و با اقبال خوبی هم روبه‌رو است. به طوری که بهترین بازار را چه در نمونه صفر کیلومتر و چه در نمونه دست دوم دارا است. اما این خودروی پیر، چند بار توسط شرکت سایپا مورد جراحی قرار گرفته است. در دومین جراحی پس از پراید سفری که بر روی پراید صندوقدار یا همان صبا انجام شد نتیجه‌اش پراید 141 بود که با تغییراتی در نمای صندوق و داشبورد با قیمتی کمی بیشتر به فروش می‌رسید. این خودرو که در حقیقت یک خودروی ناچ‌بک بود در صندوق با شیشه عقب بالا می‌رفت و از نظر طراحی داخل هم در سطح بهتری نسبت به پراید معمولی قرار داشت. از سروصدای داشبورد در آن خبری نبود اما به جای آن تاقچه عقب این سروصدا ایجاد می‌کرد. بعد از این تجربه سایپا به فکر طراحی و تولید پراید دیگری افتاد که 132 نام داشت. این خودرو که در قسمت جلو و عقب با صبا تفاوت داشت در قسمت داشبورد تغییری نکرده بود و با اقبال خوبی هم روبه‌رو نشد. تمام تغییراتی که روی پراید اعمال می‌شد محدود به مدل صندوقدار بود تا اینکه سال 1388 شرکت سایپا اقدام به رونمایی فیس‌لیفت نمونه هاچ‌بک پراید که نسیم نام داشت کرد، خودروی جدید مروارید یا پراید 111 نام گرفت. در هنگام رونمایی تفاوت هاچ‌بک پراید با هاچ‌بک معمولی به طراحی چراغ‌های جلو و صندوق و چراغ‌های عقب محدود می‌شد اما مروارید اواسط سال جاری وارد بازار شد که بر روی پلت‌فرم X100 ساخته می‌شود. این خودرو نه تنها از نظر طراحی بیرونی با نسیم متفاوت است بلکه در قسمت کابین نیز دچار یک تغییر کلی شده است. داشبورد به طور کلی عوض شده و زیباتر و بدون هرگونه سروصدایی است. رودری‌ها نیز کاملاً تغییر یافته و نمای کابینی زیبا را به داخل پراید بخشیده است. نکته بسیار جالبی که در مورد پرایدهای جدید که بر روی پلت‌فرم X100 ساخته می‌شوند وجود دارد صندلی‌های این خودروهاست. همان‌طور که می‌دانید صندلی های پراید بسیار ناراحت هستند و در مسافرت‌های دور و نزدیک آزاردهنده عمل می‌کنند. در پراید مروارید این مشکل کاملاً برطرف شده است. صندلی‌های جدیدی که بر روی مروارید نصب شده است بسیار راحت هستند و سرنشینان را به خوبی در برمی‌گیرند. نکته دیگر غربیلک فرمان این خودرو است که کاملاً شبیه به فرمان پژو 206 است و تنها کمی کیفیت آن پایین‌تر است که خوب این را هم باید پای قیمت ارزان‌تر پراید گذاشت. اما به پرایدها ایراد دیگری وارد بود که یکی از این ایرادات ترمزهای ضعیف این خودرو بود. ترمزهایی که پشت راننده را در شرایط سخت خالی می‌کرد. در خودروی مروارید با نصب ترمز ABS این مشکل برطرف شده و دیگری از ضعف ترمز خبری نیست. مسوولان سایپا نوید نصب ایربگ را نیز بر روی پراید به مردم داده‌اند. تفاوت‌های فنی اما خودروهایی که بر روی پلت‌فرم X100 ساخته می‌شوند. از نظر ایمنی کمی قوی‌تر از محصولات قبلی هستند به طوری که کف خودروهای جدید پراید با بافت‌ها و ورق‌ها جدید فلزی که استحکام بهتری دارند ساخته می‌شود. داخل درهای کناری پراید گاردی قرار گرفته تا ایمنی خودرو را در تصادفات به خصوص از بغل بالا ببرد. ستون‌های کناری نیز محکم‌تر شده است. اکسل‌های پراید در پروژه X100 با قطر بیشتر تقویت شده‌اند. همچنین قسمت اتصال کاپوت به اتاق نیز تقویت شده تا در تصادفات اجزای کاپوت به داخل اتاق نیاید. در داخل داشبورد نیز گاردهایی تعبیه شده تا در تصادفات از سرنشینان محافظت بیشتری ‌کند. موکت‌هایی برای کف خودرو طراحی شده که حرارت و صدا کمتر به داخل اتاق راه پیدا کند. با توجه به این تغییراتی که در خودروی پراید به وجود آمده می‌توان خرید آن را کمی معقول دانست. پراید هاچ‌بک از اوایل تولید در شرکت سایپا بیشتر جوانان را به سمت خود جذب ‌کرد. این خودرو قابلیت اسپرت شدن را دارد و با توجه به تغییراتی از قبیل نصب رینگ‌های آلومینیومی و تغییرات ظاهری دیگر زیبایی خاصی را به این مدل می‌بخشیده است. اما در طراحی جدید چراغ‌های عقب کوچک‌تر شده و مشکل ظاهری آن نیز تغییر کرده که البته این تغییرات زیاد به مذاق جوانان خوش نیامده و همانند مدل‌های قبل طرفدار زیادی ندارد به گونه‌ای که در اوایل ورود مروارید و توقف تولید هاچ‌بک‌های نسیم قیمت نسیم بسیار بالا رفته بود و از قیمت مروارید با آن همه امکانات هم بالاتر بود. اما به هر حال باید قبول کرد که تولید نسیم متوقف شده و باید با این ظاهر نه چندان جذاب در عقب این خودرو کنار آمد. در نمای جلو نیز این خودرو همانند پراید 132 است و نمی‌توان آن را زشت یا زیبا نامید و کاملاً سلیقه‌ای است اما به هر حال بهتر از نمای عقب است. این خودرو با توجه به تغییراتی که بر روی آن انجام شده 50 کیلوگرم به وزن آن اضافه شده است که قطعاً تاثیر روی مصرف سوخت و بالطبع سواری این هاچ‌بک جدید می‌گذارد. لازم به ذکر است که بر روی خودرو فرمان هیدرولیک نیز نصب شده است که راحتی رانندگی این خودرو را به خصوص در شهر به همراه دارد. صندلی‌های عقب نیز قابلیت تا شدن را دارد که در صورت کمبود فضای بار می‌توان با تا کردن صندلی از فضای بار بیشتری بهره برد. شاید اگر این خودرو با ظاهر نسیم ولی امکانات و تریم داخلی جدید به بازار عرضه می‌شد با اقبال زیادتری روبه‌رو می‌شد و می‌توانست به صدر جدول فروش محصولات سایپا برسد هرچند که هاچ‌بک بودن و نداشتن صندوق بار همچنین عدم قابلیت دوگانه‌سوز شدن نقطه ضعفی برای مروارید محسوب می‌شود ولی با توجه به تغییرات اعمال شده ‌توانست به موفقیت نسبی دست پیدا کند. اما از طراحی که بگذریم و برتری نسیم را در این قسمت در نظر بگیریم در مورد کابین هم ادوات به کار رفته کیفیت بیشتری دارند و با توجه به نصب داشبورد جدید، سروصدای داشبورد به کلی حذف شده است می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که نسیم در ظاهر از مروارید جلوتر است ولی در طراحی کابین و امکانات میدان را واگذار می‌کند. طراحی برخی از خودروها به گونه‌ای است که مردم با آنها انس گرفته‌اند مانند پژو 206 صندوقدار که در اوایل ورود هیچ‌کس چهره آن را نمی‌پسندید تا اینکه بعد از مدتی مردم به خرید آن روی آوردند و با توجه به اینکه قابلیت دوگانه‌سوزشدن را نیز داشت مورد استقبال قرار گرفت. شاید در مورد مروارید هم این اتفاق بیفتد و با رشد تولید و بیشتر شدن مروارید در خیابان‌ها مردم به چهره آن عادت و در خرید آن کمتر تعلل کنند هر چند که گران شدن بنزین این روزها تبدیل به یک معضل بزرگ برای خودروهایی شده که قابلیت گازسوزشدن را ندارند. بر روی خودروهای مروارید رینگ آلومینیومی نیز نصب شده که سبک هستند و سواری بهتری را ارائه می‌دهند. نکته مهمی که در طراحی فنی مروارید وجود دارد این است که برخی از افراد برای کم کار نشان دادن خودروی خود اقدام به کشیدن سیم کیلومتر و یا از کار انداختن کیلومترشمار خودرو می‌کردند و با مشکل مواجه می‌شوند. چون طراحی موتور خودرو به گونه‌ای است که با از کار انداختن کیلومترشمار خودرو دور موتور از 2700 دور بیشتر نمی‌رود و نمی‌توان حتی سرعت معقولی را با این خودرو داشت. این اتفاق بدین معنی است که دیگر نمی‌توان با کشیدن سیم کیلومتر یا تغییرات در کیلومترشمار خودرو را کم کارکرد نشان داد هر چند که افراد زیادی در ایران وجود دارند که به راحتی کیلومتر خودروها را کم می‌کنند اما به طور معمول این معضل حل شده است. از نظر قطعات فنی همه چیز همان پراید خودمان است و تغییرات خاصی روی مروارید انجام نشده است و تنها تغییرات در ظاهر و برخی از قطعات بدنه است. نگاه کلی برای برخی از افراد انتخاب خودرو تنها محدود به موتور و مولفه‌های فنی نمی‌شود با توجه به اینکه خودروهای زیر 10 میلیون تومان زیاد نیستند و تنها محدود به MVM و پراید و روآ می شود، باید دید که بیشتر خودرو را با توجه به چه خصوصیاتی انتخاب می‌کنید. به عنوان مثال اگر فضای زیادی برای حمل سرنشین می‌خواهید و خانواده پر جمعیتی دارید روآ انتخاب شما خواهد بود. اما اگر یک خودروی جمع‌وجور با مصرف سوخت کم اما امکانات زیاد مدنظر شماست انتخاب شما MVM است. در صورتی که مصرف سوخت مناسب، شتاب خوب و هزینه‌های کم را مدنظر دارید پراید انتخاب خوبی است. حال اگر بخواهیم بین پراید نسیم و مروارید یکی را انتخاب کنیم به نکاتی با ید توجه داشت. اگر ظاهر خودرو برای شما مهم‌تر از کابین است و می‌خواهید چهره‌ای اسپرت‌تر داشته باشید نسیم انتخاب خوبی است اما اگر کابین و همچنین امکانات برای شما در اولویت هستند این؛ مروارید است که می‌تواند نیازهای شما را برآورده سازد. پیش‌بینی می‌شود که مروارید با توجه به طراحی کابین و امکانات مناسب بتواند به زودی در میان مردم جایگاه خوبی برای خود کسب کند. به هر حال مروارید با قیمتی در حدود 8 میلیون و 800 هزار تومان برای افرادی که توان خرید خودروهای گران‌تر را ندارند مناسب به نظر می‌رسد و بالا رفتن ایمنی و امکانات بیشتر نیز وجهه بهتری به این خودروی دهه 70 میلادی داده است.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 16:40


»» محاسن و معایب لیفان

شرکتی که در گذشته موتورسیکلت تولید می‌کرد امروز خودرو تولید می‌کند. موتورسیکلت‌هایی که در بازار وجود دارند و روی آنها موتور لیفان قرار گرفته کم نیستند، اما امروز در بازار،خودرو لیفان نیز وجود دارد. خودرویی که در اوایل ورود با توجه به مولفه‌هایی که داشت حرف و حدیث‌های زیادی به وجود آورد. اما لیفان که توسط شرکت کرمان‌خودرو تولید می‌شود حکایت‌های بسیار جالبی به خصوص در مرحله فروش دارد.

شرکت کرمان‌خودرو که توانسته بود با تولید محصولات شرکت دوو کره جنوبی برای خود اسم و رسم و اعتباری به وجود آورد، بعد از توقف تولید محصولات دوو دست به دامان فولکس‌واگن شد و گل را تولید کرد که در اصل طراحی و تولید سایت برزیل فولکس‌واگن بود ، اما به دلیل ضعف خدمات پس از فروش و قیمتی بالا نتوانست موفق ظاهر شود. کرمان‌خودرو در پی تولید بورا که یکی دیگر از محصولات شرکت آلمانی فولکس‌واگن بود حتی پیش‌فروش هم کرد اما بنا به دلایلی نامعلوم به تولید نرسید. این روند می‌توانست ادامه داشته باشد و کرمان‌خودرو همچنان با تولید برندهای معروف دنیا اعتبار بیشتری برای خود کسب کند اما ناگه رو به تولید محصولات چینی آورد. در آغاز یکی از زیرمجموعه‌های کرمان‌خودرو که مدیران‌خودرو نام داشت یکی از محصولات شرکت چری را با نام MVM110 تولید کرد این خودرو که کپی از دوو ماتیز بود می‌توانست جای خالی ماتیز را پر کند. با توجه به اینکه امکانات رفاهی بیشتری هم نسبت به ماتیز داشت و بدنه این خودرو نیز تقویت شده بود. به هر حال کرمان‌‌خودرو لیفان را وارد بازار کرد و از آنجایی که نگاه مردم نسبت به خودروهای چینی زیاد خوب نیست و به راحتی به آنها اعتماد نمی‌کنند.از لیفان استقبال نشد. حتی به کسانی که فولکس‌گل ثبت‌نام کردند پیشنهاد تحویل لیفان را دادند، آن هم با قیمت 16 میلیون و 700 هزار تومان. این نکته بسیار حائز اهمیت است که شما یک خودروی آلمانی ثبت‌نام کنید آن هم از یک برند بسیار معروف. اما به جای آن یک خودروی چینی به شما تحویل بدهند که اصلاً اسمش را تا به حال نشنیده‌اید. به هر حال افراد زیادی بدین‌صورت لیفان سوار شدند برخی هم زیر بار نرفته و با ضرر لیفان خود را به فروش رساندند. لیفان روی کاغذ خودروی خوبی است. امکانات مناسب، قدرت موتور زیاد نسبت به حجم موتور و مصرف سوخت کم می‌تواند مولفه‌های خوبی برای یک خودروی 16 میلیون تومانی باشد. اما آیا لیفان در عمل نیز یک خودروی مناسب است. این خودرو یک موتور 6/1 لیتری 16 سوپاپ دارد که 106 اسب‌بخار قدرت تولید می‌کند. لیفان روی شاسی خودرویی ساخته می‌شود که در سال 1991 تولید می‌شد و سیتروئن ZX نام داشت. لیفان 520 محصول سال 2005 چین است که در سال 2006 در نمایشگاه حمل و نقل پکن در چین به نمایش گذاشته شد و در واقع همان سال آغاز کار لیفان بود. شتاب صفر تا 100 لیفان حدود یازده ثانیه است و مصرف سوخت این خودرو در 100 کیلومتر در سیکل ترکیبی 7/6 لیتر است. گفته می‌شود موتور لیفان برگرفته از مینی‌کوپر است و با توجه به حجم کم موتور و قدرت مناسب بعید هم نیست زیرا به هر حال چینی‌ها هم از بزرگان صنعت خودرو کمک می‌گیرند! تست‌های انجام شده بر روی لیفان لیفان 520 پدیده‌ای است که در سایت‌های خودرویی و مجلات زیادی آن را تست و با خودروهای همکلاس مقایسه کرده‌اند. اما در دو آزمایش انجام شده لیفان برخلاف آنچه انتظار می‌رفت عمل نکرد و نشان داد که همیشه تئوری با عمل یکی نیست و به خصوص چینی‌ها همیشه در عمل نمی‌توانند همانند روی کاغذ عمل کنند. در اولین تست که توسط مجله Auto Review روسیه انجام شد رقابتی بین چری فورا، Bydf3r، لیفان 520 و سورن 6/1 لیتری ایران‌خودرو انجام شد که در این تست سورن به مقام نخست رسید و چینی‌ها با لیفان 520 به مقام چهارم رسیدند. یک سال بعد نیز در مقایسه‌ای که بین سه خودروی شورولت آویو، Brdf3r و لیفان 520 انجام شد لیفان همانند گذشته به مقام آخری بسنده کرد. از جمله دلایل شکست‌های لیفان در مقابل همکلاسانش نمره‌های منفی است که در تست‌های تصادف نصیبش می‌شود. البته طراحی ضعیف داخلی خودرو را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. لیفان همچنین در تست ایمنی کشور چین سه ستاره از پنج ستاره را کسب کرده است. امکانات لیفان لیفان دارای امکاناتی همچون ترمز ABS و EBD، قفل مرکزی، کولر، دو ایربگ راننده و سرنشین کناری، رادیوپخش CD، رینگ آلومینیومی اسپرت، آینه‌های جانبی برقی، چراغ مه‌شکن جلو و عقب، قفل ایمنی کودک، درباز کن صندوق عقب و باک از داخل، صندلی‌های تاشوی عقب، گرمکن شیشه عقب، سیستم هشداردهنده وضعیت لنت ترمز، شیشه‌های برقی جلو و عقب و فرمان تلسکوپی قابل تنظیم است. محاسن و معایب به اعتقاد برخی‌ها چهره لیفان زیباست و برخی دیگر نظری مخالف آن دارند. لیفان در نمای جلو دارای چراغ‌های بزرگ و موتوری کشیده به همراه جلو پنجره‌ای ساده است. طراحی کاپوت این خودرو شبیه به محصولات چری است. طراحی این خودرو به عهده استرالیایی‌ها و چینی‌ها بوده است. لیفان در نمای عقب چراغی دو تکه دارد که چندان چهره‌ای خوشایند ندارد. رینگ‌های آلومینیومی لیفان نیز به علت کوچک بودن و نامتناسب‌بودن با حجم بدنه کاملاً به چشم می‌آیند. در داخل کابین نیز یک طراحی ساده به همراه رنگ‌بندی که در آن نقره‌ای و کرم قهوه‌ای به کار رفته است را مشاهده می‌کنید. نکته‌ای که در لیفان وجود دارد فرمان خوش‌دست آن است. فرمانی که دل هر راننده‌ای را می‌برد. اما با شروع حرکت صدای زیاد موتور در داخل کابین همچنین ضعف گیربکس که در خودروهای چینی به امری عادی مبدل گشته و نداشتن همخوانی موتور و گیربکس با یکدیگر کاملاً مشهود است. همین امر باعث شده تا لیفان نتواند آن طور که شایسته موتور 6/1 لیتری آن است شتابگیری کند. قطعات به کار رفته در کابین نیز از کیفیت پایینی برخوردارند و ارزان قیمت‌بودن در آن موج می‌زند. مصرف سوخت این خودرو بسیار مناسب است و جزو نقاط مثبت آن به شمار می‌رود. خیلی‌ها از نرمی لیفان سخن می‌گویند ولی آنقدر که باید عملکرد کمک فنرها مناسب نیست. هندلینگ خودرو مناسب بوده و خیال راننده را تا حدی سر پیچ راحت می‌کند. فضای کابین نیز زیاد است و برای خانواد‌ه‌ها مناسب است. لیفان د ر بازار لیفان 520 در کارخانه حدود 16 میلیون و 700 هزار تومان است اما در بازار داستان به گونه دیگری رقم می‌خورد به طوری که لیفان بعد از گذشت چند ماه در نمایشگاه خودرو با سه میلیون افت قیمت به فروش می‌رسد. در نمونه دست دوم نیز بازارلیفان آنقدر راکد است که کمتر کسی لیفان را یک انتخاب برای خرید خود می‌داند. با همه افت قیمتی که این خودرو در نمونه صفر کیلومتر و دست دوم دارد باز هم افراد کمی حاضر به ریسک می شوند و لیفان که قطعاتش در بازار نایاب است را انتخاب می کنند. با شکست لیفان در بازار کرمان‌خودرو به فکر تولید نمونه دیگری از لیفان با کد 620 افتاده که در کلاس سدان‌های بزرگ‌تر قرار دارد و نکته جالب قیمت آن است که در حدود 21 میلیون پیش‌بینی می‌شود. موتور این خودرو نیز 6/1 لیتری 16 سوپاپ است. لیفان 520 با قیمت 16 میلیون و 700 هزار تومان موفق نبود حال لیفان 620 با قیمتی بالای 20 میلیون تومان چه سرنوشتی خواهد داشت معلوم نیست. لیفان در مقابل همکلاسان لیفان در کلاس C یا همان سدان‌های خانوادگی کوچک قرار دارد. در این کلاس تندر90،‌ فیات‌ سی‌ینا نیز دو رقیب اصلی هستند. رقبایی که لیفان در مقابل آنها حرفی برای گفتن ندارد. به سراغ تندر می‌رویم. با طراحی نه چندان جذاب ولی بازار موفق. این خودرو به دلیل کیفیت مناسب و موتور و گیربکس بسیار عالی جزو خودروهای پر فروش بازار محسوب می‌شود. از نظر خدمات پس از فروش نیز عملکرد بسیار مناسب‌تری از لیفان دارد. ایمنی این خودرو نیز قابل مقایسه با لیفان 520 نخواهد بود اما قیمت یک تندر90 مدل E2 فول حدود یک میلیون تومان کمتر از لیفان است که کاملاً خرید لیفان را غیرمنطقی و توجیه‌ناپذیر می‌کند. در بازار دست دوم نیز تندر90 از مشتریان زیادی بهره می‌برد و با افت قیمت کم در کمترین زمان به فروش می‌رسد. در سوی دیگر فیات سی‌ینا قرار دارد. او هم یک شکست‌خورده در بازار ایران است اما به رغم این شکست میدان را به لیفان واگذار نمی‌کند. از نظر امکانات با لیفان برابری و در برخی از موارد پیشی می‌گیرد. از نظر موتور ضعیفتر از لیفان است ولی اصالت دارد و قیمتی به مراتب کمتر از لیفان دارد. هر چند که در بازار فروش با اقبال روبه‌رو نشده اما به دلیل گذشته خوب فیات در ایران هستند افرادی که انتخابشان فیات باشد. نکته دیگری که در اینجا حائز اهمیت است کیفیت بالای این خودرو در مقابل لیفان چینی است. هر چند که در خدمات پس از فروش دست کمی از لیفان ندارد اما باز هم در بازار دست دوم موفق‌تر عمل می‌کند. قطعات آن نیز در بازار به مراتب بیشتر از لیفان است اما عملکرد شرکت تاپکو دست کمی از کرمان‌خودرو ندارد. این عملکرد ضعیف و قیمت‌گذاری نامناسب دلیل شکست این دو خودرو در بازار شده است. قطعات در بازار قطعات خودروی لیفان در بازار بسیار کمیاب است به طوری که برای تهیه لیست برخی قطعات این خودرو به بازار تهران مراجعه کردیم ولی متاسفانه نتوانستیم جواب قانع کننده ای دریافت کنیم و اکثر قطعه فروشان به کمبود قطعه این خودرو در بازار اشاره داشتند. جمع‌بندی لیفان می‌تواند یک خودروی مناسب باشد اما نه با قیمت 16 میلیون و 700 هزار تومان بلکه در رده قیمتی 12 تا 13 میلیون تومان و خرید آن در رنج قیمتی بالای 16 میلیون تومان توجیه اقتصادی ندارد به خصوص با توجه به افت قیمت زیاد و استهلاک بالا.  

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 16:39


»» رونق ماشین بازی نیازمند آدم های بیشتر است

خسرو قاسمي ماشين‌باز و ماشين‌ساز با شورولت نواي دو‌درش به محل مصاحبه آمد. گفت اين ماشين «مثل گاو پيشاني سفيد» است و به همين دليل يکي از دوستانش در بزرگراه نيايش ماشين او را ديده، شناخته و همراهش شده بود. قدش 190 بود و با وزني حدود 110 کيلوگرم آدم را ياد بادي‌گاردهاي فيلم‌هاي کلاسيک مي‌انداخت.

به دليل سال‌ها فعاليت در ورزش‌هاي متنوع و گوناگون از جمله شنا، واليبال، بسکتبال و کشتي کج هيکلي ورزيده داشت و سلامتي و خوش بنيه‌اي از سر و ريختش مي‌باريد. در خاطراتش تعريف مي‌‌کرد که يک بار وقتي چهار ساله بوده برادر بزرگترش مجبورش کرده بود سربالایی های منطقه درکه تهران را برود بالا و از همان کودکي با انجام انواع ورزش‌ها بزرگ شده است. اين بچه محله نواب تهران که به قول خودش و تاييد رفيقي که همراهش آمده بود در مرام گذاشتن و تمام کردن دوستي و رفاقت دومي ندارد در سال 1355 به دنيا آمده و تا الان شغل‌هاي مختلفي را تجربه کرده است.

اگر شما هم از اهالي پايتخت باشيد مي‌دانيد که هر از گاهي به دليل تغييرات اجتماعي سريعي که در اين شهر رخ مي‌دهد شغل‌هايي باب مي‌شود و با فروکش کردن تب اين تغييرات و رواج شيوه‌هاي ديگر، شغل‌هاي تازه‌اي هم پا مي‌گيرد.

خسرو قاسمي هم در اين تب و تاب‌ها از دهه 70 به اين سو يعني از زماني که 18 ساله شد و شروع کرد نان بازوي خودش را بخورد گاه گاهي از اين شغل‌ها داشته است. گاهي در کار اسمبل کامپيوتر بوده، گاهي آنتن و بقيه متعلقات را نصب مي‌کرده و مدتي راننده آژانس بوده است.

از زبان خودش بشنويد: «مثل بقيه دوستاني که عاشق ماشين هستند من هم از کودکي به ماشين و در جواني به موتور‌سيکلت علاقه داشتم. با اولين درآمدم يک موتور هوندا 125 خريدم بعد هم يک سوزوکي 250، بعد ياماها 200 و حدود يک ماهي هم موتور 1000 داشتم.

آن موقع هم تک چرخ زدن با موتور و کارهاي عجيب و غريب خوراک جواني ما بود. اين روال بود تا اينکه موتورم را فروختم و در 23 سالگي اولين ماشين خودم را که يک پیکان بود خريدم.»

او ماشين‌بازي را از همين پيکان شروع کرده است: «البته همان پيکان هم يک پيکان معمولي نبود. خيلي بهش رسيده بودم و کاملاً درستش کرده بودم.» بعداً او ماشين‌هاي مختلفي مي‌خرد تا اينکه مي‌رسد به پژو 405. مدتي با اين ماشين در آژانس کار مي‌کند و در همين حين «‌شروع کرده بودم به لايي‌کشيدن در اتوبان‌ها و قرار گذاشتن با بچه‌هايي که پاتوقشان خیابان پارک وي تهران بود.

کل‌کل کردن و آينه زدن و اين حرف‌ها را تجربه مي‌کرديم. آنجا بود که ديدم بعضي‌ها با چه ماشين‌هايي مي‌آيند و نصف مهارت‌هاي مرا هم نداشتند. من هم از قديم عاشق ماشين‌بازي بودم، تصميم گرفتم آژانس را رها کنم و بچسبم به کار خريد و بازسازي ماشين.» اين تصميم را عملي مي‌کند و اولين ماشيني که مي‌خرد فورد موستانگ قرمز رنگي است به سال توليد 1966.

«اين ماشين از داغوني و منفجري يک چيز وحشتناکي بود و همه مي‌گفتند محال است بتواني بازسازيش کني اما من به تنهايي و با استفاده از اينترنت موفق شدم بازسازيش کنم.»

خسرو قاسمي ميان حرف‌هايش به روزهاي اولي که وارد اين حرفه شده بود گریزي مي‌زند: «روزهاي اول که من راه و چاه اين حرفه را نمي‌دانستم خيلي‌ها مرا سر مي‌دواندند. جواب تلفنم را نمي‌دادند یا وقتي مي‌شنيدند مثلاً پول کمي براي صافکاري مي‌توانم بپردازم کارم را راه نمي‌انداختند.

من کم‌کم خودم را در اين حرفه بالا کشيدم اما آن روزها را فراموش نمي‌کنم. به همين خاطر الان اگر کسي بخواهد ماشين جمع کند هر کمکي از دستم بربيايد برايش انجام مي‌دهم چون وضعيت خودم را در آن سال‌ها به يادم مي‌آورد.» مي‌گويد بارها پيش آمده کساني از شهرستان به او تلفن کرده‌اند و او آنها را راهنمايي درست کرده و همين باعث حيرت آنها شده است:» تلفن مي‌زنند و تشکر مي‌کنند.

مي‌گويند آقاي فلاني به ما گفته بود مثلاً کار صافکاري اين ماشين 15 ميليون مي‌شود اما شما ما را راهنمايي کرديد و اين کار را با نصف قيمت انجام داديم، نمي‌دانيم چه جوري از شما تشکر کنيم. اما من فکر مي‌کنم ما همه از اين دنيا مي‌رويم و اول نام ماست که مي‌ماند، دوم هم اينکه بايد همه‌مان کمک کنيم اين حرفه پا بگيرد و اگر کسي علاقمند است و بودجه کافي ندارد يک طوري بتواند کارش را راه بيندازد. هر چي آدم بيشتري وارد اين حرفه شود ماشين‌بازي هم رونق بيشتري مي‌گيرد و اين به نفع همه ماست.» بعد از موستانگ قرمز؛ او يک موستانگ 66 سفيد، موستانگ 67 فست‌بک، موستانگ 68 کوپه و يک شورولت نوا دو در 1977 دارد. «خيلي از ماشين بازها ماشين زير پايشان مثلاً پژو 206 است اما من ماشین زير پايم هم همين شورولت نوايي است که خودم جمع کرده‌ام.» مي‌پرسم اين ماشين‌ها را کجا نگه مي‌داريد؟ مي‌گويد: «يکي از فوردها را در پارکينگ پاساژي که دفترم آنجاست، يکي را در پارکينگ خانه، دو تا هم هنوز بازسازيشان تمام نشده و در صافکاري هستند. شورولت نوا هم مثل گاو پيشاني سفيد است، مي‌بندم به تیر چراغ برق دم در خانه! همان سوال هميشگي اين بار از خسرو قاسمي پرسيده مي‌شود: چرا ماشين آمريکايي؟ «به خاطر قدرتش و زيبايي‌اش که در ماشين‌هاي ديگر پيدا نمي‌شود. ريشه ساخت اين ماشين‌ها و نام‌گذاريشان هم براي من خيلي جالب است و همه را ريز ريز خودم در اينترنت پيدا کرده‌ام.» او در‌باره فورد موستانگ 66 مي‌گويد: «دهه 70 در آمريکا بحبوحه کلاه کابوي بود. کارخانه فورد مي‌خواست خودش را از ورشکستگي نجات بدهد و بازار فروش را به دست بگيرد براي همين از اسب که سمبل آمريکايي‌هاست در طراحي و آرم اين ماشين استفاده کرد. غربيلک فرمان اين ماشين از جنس استخوان است که نزديکي به طبيعت را تداعي مي‌کند.

پشت اين ماشين دو تا هلال رو به بالا دارد که تداعي‌کننده لبه کلاه گاوچران‌هاست و خمي که رو به بالا دارد. آرم پرچمي که بغل فورد موستانگ حک شده سه رنگ آبي، سفيد و قرمز دارد. در آن دهه، اين سه، رنگ پرچم مسابقات اسبدواني در آمريکا بوده است. دو خطي که روي فورد موستانگ GT است تداعي‌کننده دو خط وسط جاده است و بيانگر اينکه فورد هميشه در حال سبقت گرفتن و جلو زدن از ماشين‌هاي ديگر است.»

عشق او به ماشين‌هايي آمريکايي باعث شده است چنين شعاري را بر پيشاني وبلاگش حک کند «بياييد ماشين‌هاي آمريکايي را زنده کنيم». با اينکه به قول خودش همه جور ماشيني را مي‌خرد و مي‌فروشد و بازسازي مي‌کند اما هنوز هم کافي است نام ماشين آمريکايي را بياوري تا چشمانش برق غريبي بزند.

خسرو قاسمي با اين قد و هيکل ورزشکاري و اين هيبت، ماهيگيري مي‌کند. در حقيقت ماهيگيري جزو علايق جدي او در زندگي است و عکس‌هايي از درياچه‌هاي کوچک اطراف تهران در موبايلش دارد که او را سرگرم اين ورزش نشان مي‌دهد.

او ازدواج نکرده است: «همه عشق من همين ماشين‌ها هستند. فکر کردم و ديدم نمي‌توانم اين عشق را با چيزهاي ديگري تقسيم کنم. البته حالا حالا وقت هست.» مي‌خندد: «بالاخره ازدواج مي‌کنم و پسري خواهم داشت که اين ماشين‌ها را برايش يادگار بگذارم.»

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه سیزدهم خرداد 1390 و ساعت 1:13


»» هیبریدی که بنزینی می‌شود

معمولاً مرسوم است که خودروسازان، آن محصولی که محبوبیت بیشتری دارد را تبدیل به نمونه‌ای هیبریدی می‌کنند. اما هوندا در اقدامی جالب قصد دارد قوای محرکه CR-Z خود را که از همان ابتدا هیبریدی بوده، با پیشرانه‌ای تمام بنزین‌سوز تعویض کند. مدل هیبریدی کنونی می‌تواند با پیشرانه 1.5 لیتری خود، 112 اسب‌بخار (84 کیلووات) نیرو تولید کند. در ضمن و موتورالکتریکی را نیز به قوای محرکه آن بیفزایید. اما برنامه آینده هوندا تولید پیشرانه‌ای 1.6 لیتری توربوشارژر شده است. البته واضح است که این ژاپنی با کیفیت تخصص عجیبی در بیرون کشیدن قدرت بالا از پیشرانه‌های کم حجم دارد. گفته می‌شود CR-Z آینده خواهد توانست 200 اسب‌بخار (149 کیلووات) نیرو تولید کند. این دقیقاً همان خروجی سیویک Type R است.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه سیزدهم خرداد 1390 و ساعت 1:10


»» آخرین اطلاعات از کوپه جدید M-Power

این خودرو که نام رسمی آن 2012 Series M Coupe 1 است قصد دارد فاصله بین رودسترهای اسپرت شرکت ب‌ام‌و با خودروهای سدان را با طراحی کوپه خود پر کند. برای رسیدن به این مقصود چه در طراحی و چه در بخش فنی روی خصوصیات اسپرت این محصول تمرکز زیادی انجام شده است. موتور این خودرو شش سیلندر خطی با حجم 3000 سی‌سی است. شرکت M-Power یک سوپرشارژر دوقلو به این موتور افزوده تا در نهایت توان آن به 350 اسب‌بخار توان اسمی و 335 اسب‌بخار توان عملی در شرایط آب و هوایی آلمان برسد. نیروی گشتاوری هم که از دل این موتور بیرون می‌آید 332 پاوند بر فوت است. جعبه‌دنده این خودرو در دو حالت دستی و اتوماتیک طراحی شده است که در هر دو نوع دارای 5 سرعت است. در مدل اتوماتیک علاوه بر حالت تمام اتوماتیک می‌توان دنده‌ها را به صورت تیپترونیک نیز تعویض کرد. این خودرو 1480 کیلوگرمی می‌تواند در مدت 4.7 ثانیه از حالت سکون به سرعت 96 کیلومتر در ساعت برسد. همچنین سرعت نهایی آن نیز 250 کیلومتر در ساعت است. البته سرعت آن با استفاده از سیستم الکترونیکی محدود شده است. فاصله محورهای این خودرو مانند خودرو ب‌ام‌و 135i است اما به دلیل استفاده از بدنه اسپرت M-Power برای آن طول بدنه خودرو کمی بیشتر از 5 سانتی‌متر بلندتر شده است. این خودرو هفته گذشته اولین تست رانندگی خود را به انجام رساند و قرار است از آن در نمایشگاه خودرو دیترویت به طور رسمی رونمایی شود.


:: نوشته شده توسط behrad در جمعه سیزدهم خرداد 1390 و ساعت 1:9


»» هیوندای i30 بخریم یا نه؟

اوایل دهه 90 میلادی بود که سیل خودروهای وارداتی به ایران شروع شد. در آن زمان یک خودروی هاچ‌بک توجه همگان را به سوی خود جلب کرد که البته قشر جوان جامعه و خانم‌ها تمایل بیشتری نسبت به خرید آن داشتند.

این خودروی کوچک اپل کورسا نام داشت و با توجه به حجم کم موتور و مصرف سوخت مناسب و البته ظاهری بسیار جذاب توانست از بازار بسیار خوبی بهره‌مند باشد. استقبال مردم از این خودروی کوچک، نشان داد که سلیقه جامعه به سمت خودروهای کوچک شهری که البته چهره زیبایی دارند سوق پیدا کرده است، این یکه‌تازی ادامه داشت و همچنان اپل کورسا طرفداران زیادی داشت تا اینکه سر و کله یک فرانسوی زیبا به نام پژو 206 پیدا شد و به سلطنت اپل کورسا پایان داد.

پژو 206 که خودرویی زیبا بود همه اقشار جامعه را به سمت خود کشید. این خودرو با توجه به امکانات و ابعاد کوچک توانست برای خود به عنوان یک خودروی شهری بسیار موفق در میان مردم جا باز کند و بازار را به تنهایی به دست بگیرد. در این میان برخی از خودروسازان در پی توجه مردم به خودروهای شهری به خصوص خودروهای هاچ‌بک اقدام به تولید نمونه‌های دیگر کردند که از این میان می‌توان به کرمان‌خودرو اشاره کرد.

خودروسازی که برند معروف و محبوب فولکس‌واگن را دوباره به میان مردم آورده بود، اما با توجه به برزیلی‌بودن این خودرو و قیمت بالا در کنار ظاهری نه چندان جذاب، گل برخلاف اجداد خود در ایران به موفقیت نرسید و با شکست روبه‌رو شد.

تمامی هاچ‌بک‌هایی که وارد کشور شده و یا به تولید رسیده بودند خودروهایی بودند که در رنج قیمتی زیر 20 میلیون تومان قرار داشتند. اما شرکت ایرتویا یک هاچ‌بک شهری را به بازار فرستاد که به رغم کوچک‌بودن هم قیمت بزرگان بود. این خودروی کوچک تویوتا یاریس نام داشت.

خودرویی که با یک موتور ضعیف اما کم مصرف و ابعادی مناسب برای رفت و آمد شهری به رغم قیمت بالا باز هم از بازار خوبی برخوردار است، هر چند که اقتصادی به نظر نمی‌رسد که یک خودرو با حجم موتور 1300 سی‌سی را با قیمت 31 میلیون تومان خریداری کرد. به هر ترتیب این خودرو نیز با همین قیمت بالا مشتریان خاص خود را دارد، اما تازه‌واردی که می‌خواهد بازار بالای 30 میلیون تومان را از آن خود کند محصولی از شرکت هیونداست، خودرویی که در سال 2007 برای نخستین بار در نمایشگاه ژنو معرفی شد.

این خودرو که نسل چهارم هیوندای آلانترا (آوانته) نیز محسوب می‌شود و در آمریکا با نام آلانترا تورینگ به فروش می‌رسد از طراحی آسیایی کمی فاصله گرفته و روی به طراحی اروپایی دارد.

i30 نه تنها در نمونه هاچ‌بک بلکه در نمونه استیشن‌واگن نیز به تولید رسیده است. i30 در آغاز ورود به بازار توانست عناوین زیادی را نصیب هیوندای کند. این خودرو در سال 2007 عنوان خودروی سال را کسب کرد. در همان سال عنوان بهترین خودروی کوچک سال و خودروی سبز سال را نیز به دست آورد.

i30 در بازار انگلستان نیز بسیار موفق بود و از فروش بالایی بهره‌مند شد به طوری که بعد از سوناتا در رتبه دوم فروش محصولات هیوندای بود. شرکت هیوندای با عرضه i30 به بازار نشان داد که در طراحی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و عرصه را هر روز برای بزرگان تنگ‌تر می‌کند. i30 در دو نوع بنزینی و دیزل تولید می‌شود و پنج نوع موتور بر روی i30 قابل سفارش است که سه موتور بنزینی و دو موتور دیزلی را شامل می‌شود.

موتورهای بنزینی شامل 4/1، 6/1 و دو لیتری است که همگی آنها 16 سوپاپ هستند اما در ایران تنها نمونه دو لیتری آن عرضه می‌شود. این موتورها از استاندارد یورو4 بهره می‌برند. برای این موتورها دو گیربکس در نظر گرفته شده است که یکی چهار سرعته اتوماتیک و دیگری پنج سرعته دستی است که البته کمی عقب‌تر از رقبا با گیربکس‌های شش سرعته هستند.

دینامیک i30

هیوندای i30 در ایران با یک موتور که 1975 سی‌سی حجم دارد و قادر است 143 اسب‌بخار قدرت را در 6000 دور در دقیقه تولید کند. با توجه به این اعداد و ارقام i30 از هر لیتر خود 5/71 اسب‌بخار قدرت می‌گیرد و می‌‌تواند به سرعت 205 کیلومتر در ساعت هم برسد. شتاب صفر تا 100 این زیبای کوچک 2/11 ثانیه است که در مقابل رقبایی همچون مزدا3 حرفی برای گفتن نخواهد داشت. گیربکسی که در ایران بر روی i30 عرضه می‌شود چهار سرعته اتوماتیک است و از عملکرد مناسبی برخوردار است هر چند که در تعویض دنده‌ها به خصوص در معکوس‌های ناگهانی کمی تاخیر دارد اما از عملکرد قابل قبولی برخوردار است.

امکانات i30

هیوندای i30 در ایران دارای امکانات زیادی از قبیل 10 عدد ایربگ که شامل سرنشین جلو با راننده، جانبی و پرده‌ای است و ایمنی این خودروی کره‌ای را به بالاترین سطح ممکن می‌رساند به طوری که در تصادفات سرنشینان همانند یک اتاق پر از بالشتک‌های هوا قرار می گیرند. ترمز این خودرو در جلو و عقب دیسکی بوده و دارای سیستم ABS، ESP و EBD است. دیسک چرخ‌های جلو دارای خنک‌کننده هستند تا از داغ‌شدن بیش از حد دیسک‌های چرخ به خصوص در سراشیبی‌ها جلوگیری شود.

سیستم فرمان این خودرو هیدرولیک است که قابلیت تنظیم ارتفاع دستی را دارد و می‌توان از روی آن کنترل سیستم صوتی را هم به دست داشت. همچنین دارای ریموت کنترل و ایمبولایزر است که از سرقت خودرو توسط سارقین جلوگیری می‌کند. سیستم تهویه مطبوع i30 به صورت اتوماتیک عمل می‌کند. همچنین سیستم صوتی این هاچ‌بک دارای CD و چنجر شش ‌تایی با شش بلندگو است که قابلیت پخش AUX، IPOD، USB و MP3 را دارد.

پشت‌سری‌های صندلی این کره‌ای کوچک در هنگام تصادفات از خود عکس‌العمل نشان می‌دهند و به کمک راننده و سرنشینان می‌آیند تا کسی دچار آسیب‌دیدگی از ناحیه گردن و نخاع نشود. شیشه‌های جلو و عقب برقی هستند و آینه‌های جانبی نیز به صورت برقی قابل تنظیم و تاشدن هستند.

سانروف نیز یکی دیگر از آپشن‌هایی است که امروز در اکثر خودروها وجود دارد و دیگر می‌توان وجود آن را امری عادی دانست. چراغ‌های این خودرو نیز به صورت اتوماتیک روشن و خاموش می‌شوند و دارای مه‌شکن جلو و عقب است. اما سنسورهایی که در این هاچ‌بک به کار رفته شامل سنسور دنده عقب و سنسور باران و برف پاک‌کن اتوماتیک است که در کنار همه این امکانات می‌توان به کروزکنترل، نمایشگر میزان باد تایر و محفظه خنک نگهدارنده اشاره داشت.

اما وجود امکانات ایمنی بالا در این خودرو این امکان را فراهم آورده تا i30 در تست‌هایی که در موسسه ایمنی اروپا یا همان Euro ENCAP روی آن انجام شده بتواند با کسب حداکثر ستاره سربلند از این امتحان بیرون بیاید.

محاسن و معایب

در گذشته خودروهای ژاپنی در استهلاک پایین شهره بودند و حال این شهرت به محصولات کره‌ای رسیده است. خودروهای ساخت شرکت هیوندای و کیا از کیفیتی مناسب برخوردار بوده و به دور از پیچیدگی هستند همچنین قیمت قطعات یدکی آنها نیز بالا نیست. هیوندای i30 نیز از این مقوله مستثنی نیست. این خودرو نیز بعد از گذشت چند ماه از ورود به کشور توانسته در بحث کیفیت و استهلاک پایین موفق عمل کند.

دارندگان این خودرو از بی‌آزاربودن آن صحبت می‌کنند و تنها کمی از خشکی فنرها گله دارند که البته این خشکی جزو خواص خودروهای اسپرت محسوب می‌شود. اما نکته‌ای که در مورد i30 وجود دارد، هندلینگ متوسط است البته با توجه به رقبایی همچون مزدا3 و کیا سراتو. هیوندای i30 به طور کلی از سواری قابل قبولی بهره می‌برد اما در تعویض دنده‌ها کمی ضعف دارد و با توجه به قدرتی مناسب نمی‌تواند آن طور که باید در شتاب اولیه مناسب عمل کند و در پس رقبا قرار دارد. می توان یکی از دلایل این ضعف را تاخیر در تعویض دنده‌های گیربکس دانست و همین ضعف باعث شده که i30 از رقبای خود جا بماند به همین دلیل نمی‌توان i30 را یک خودروی 38 میلیونی دانست. اما روی هم رفته از آن می‌توان به عنوان یک خودروی کوچک شهری با مصرف سوخت کم و البته استهلاک پایین نام برد.

تعمیرکاران نیز از مراجعه کم این خودرو به تعمیرگاه‌ها صحبت می‌کنند که نشان از بی‌آزاربودن i30 دارد.

بازار i30

هیوندای i30 در بازار خودرو هم‌اکنون با قیمت 38 تا 40 میلیون تومان به فروش می‌رسد که رقم بالایی برای یک خودروی هاچ‌بک است که به نسبت به دیگر خودروها توانایی‌های بالایی هم ندارد. به همین دلیل هم نتوانسته آن طور که باید از موفقیت زیادی برخوردار باشد. البته این گرانی بی‌دلیل، به نوعی عادت برای واردکنندگان و تولیدکنندگان بدل شده است به طوری که وقتی یک نسل خودرو عوض می‌شود 10 میلیون روی قیمت آن می‌آید همانند مزدا3 جدید. اما ریشه اینکه چرا قیمت یک خودروی هاچ‌بک در ایران آنقدر بالا رفته را باید در عملکرد مسوولین ایرتویا جست وجو کرد، چرا که آنها با عرضه تویوتا یاریس به بازار آن هم با قیمت 31 میلیون تومان این بدعت را گذاشته اند و در چنین شرایطی نمی‌توان قیمت i30 را غیرمنطقی دانست.

این در حالی است که یاریس با یک موتور 3/1 لیتر و 84 اسب‌بخار 31 میلیون تومان قیمت دارد و i30 با موتوری 2 لیتری و 143 اسبی 38 میلیون تومان قیمت دارد، پس این استارت قیمت بالا را برای خودروهای کوچک شهری ایرتویا زده و آسان‌موتور نیز بیکار ننشسته و i30 را با این قیمت به بازار عرضه کرده است. این در حالی است که با قیمت یاریس می‌توان خودروهای قوی‌تر و بزرگ‌تر و حتی با امکانات بیشتر خریداری کرد و همین‌طور در مورد i30 نیز این موضوع صدق می‌کند.در بازار دست دوم نیز i30 با افت قیمتی در حدود 3 تا4 میلیون به فروش می رسد. این در حالی است که i30 در هنگام فروش با مشکل نبود مشتری مواجه نیست.

i30 و رقبا

هیوندای i30 در بازار ایران از نظر کلاس با مزدا3 هاچ‌بک رقابت می‌کند اما از نظر قیمتی خودروهایی همچون کیا سراتو و با قیمتی کمتر مگان را نیز پیش‌رو دارد، اگر بخواهیم این خودرو را با مزدا3 و سراتو مقایسه کنیم خواهیم دید که از نظر امکانات چیزی بیشتر از این دو خودرو ندارد و در بحث شتاب و سرعت از مزدا3 و سراتو عقب‌تر بوده ولی از نظر طراحی خودروی زیبایی به شمار می‌رود. در بحث خدمات پس از فروش نیز این خودرو در جایگاه مناسبی قرار دارد و با دو خودروی دیگر در یک تراز قرار می‌گیرد. i30 می‌توانست در بازار با قیمتی کمتر از موفقیت زیادی برخوردار باشد اما به واقع واردکنندگان ما در بحث فروش و بازاریابی عملکرد مناسبی ندارند و با توجه به نیازهای جامعه و سلیقه ایرانیان روی خودروها قیمت نمی‌گذارند، شاید اگر این خودرو قیمتی در حدود 30 میلیون تومان داشت می‌توانست موفق‌تر ظاهر شود و در خیابان‌ها شاهد تعداد بیشتری از این خودروی زیبا بودیم .

قطعات در بازار

قطعات هیوندای i30 در بازار تهران بسیار کم است. قطعه‌فروشان این کمبود قطعه را جدیدالورود بودن i30 می‌دانند. اما در نمایندگی‌ها قطعات i30 موجود است ولی باید شماره شاسی و یا شماره بدنه را به نمایندگی‌ها اعلام کرد تا بتوان قیمت قطعات را به دست آورد و یا به طور حضوری خودرو را به نمایندگی‌ها برد. به همین دلیل نتوانستیم از قیمت قطعات i30 با خبر شویم.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه سیزدهم خرداد 1390 و ساعت 1:7


»» تمام موتورهای ایرانی

هم‌اکنون چند موتور در خودروهای داخلی بومی شده‌اند تعدادی هم هنوز وارداتی هستند، اما کدام یک از این موتورها برتر از دیگری هستند و هر کدام چه خصوصیتی ‌دارند. هم‌اکنون ایران‌خودرو و ســایپـا هر کدام قصد تغییر برخی موتورهایشان را دارند تا در صورت گرانی بنزین محصولاتشان مشتری داشته باشند. در گزارش زیر به بررسی مهمترین موتورهای خودروهای داخلی می‌پردازیم:

مجموعه خانواده‌های موتور ملی

مجموعه خانواده موتور ملی هم با توجه به تنوع آن می‌تواند گزینه خوبی برای خودروهای آینده ایران خودرو باشد.

این موتور با توربوشارژ می‌تواند تا 150 اسب‌بخار قدرت تولید که این موتور که ابتدا بر پایه گاز طراحی شده بود در مدل جدیدترش بر پایه بنزین هم طراحی شده است.

توليد انبوه موتور ملي 1.7 ليتري اولين موتور از اين دسته آغاز شده البته توليد اين موتور پيشرفته كه شايد آن را بتوان پيشرفته‌ترين موتور ايران‌خودرو نااميد بارها به تاخير افتاده است.

مشكل اصلي در تاخير توليد اين موتور كه اولين موتور پايه گازسوز ايران است مشكل ساخت داخل قطعات اين موتور با استانداردهاي بالا و سختي ترخيص برخي قطعات از گمرك بوده است.

اين موتور داراي آلودگي كم (استاندارد يورو4) و دوام بالا و مغز هوشمند پيشرفته‌اي است كه در حالت بنزيني 110 و در حالت گاز 98 اسب‌بخار قدرت دارد و با گاز مي‌تواند 300 كيلومتر پيمايش داشته باشد حال آنكه خودروهاي گازسوز فعلي بين 120 تا 200 كيلومتر پيمايش دارند.

اين موتور پيشرفته داراي حجم 1.7 ليتر و سيستم تغيير زمان بندي ورود هواست كه سبب افزايش بازده موتور مي‌شود. اين موتور در حالت گاز كمترين آسيب نسبت به بقيه موتورهاي داخلي به آن وارد مي‌شود.

موتور ديگر از خانواده موتور ملي همراه با پرخوران موتور (توربوشارژ‌) است كه هواي اضافي به موتور تزريق مي‌كند و به همين خاطر در هر دو حالت گاز و بنزين قدرت موتور 155 اسب‌بخار است .

اگر اين نكته را مدنظر قرار دهيم كه ايران به دليل آنكه كشوري در ارتفاع است به طور متوسط 13درصد از توان اصلي موتور از دست مي‌رود. توربوشارژ كه هواي اضافي به درون موتور مي‌دمد تا حدودي مي‌تواند اين مشكل را حل كند. اين موتور قرار است در سال 89 بر روي سمند قرار گيرد .

موتور 1.4 ليتري از خانواده موتور ملي هم طراحي‌اش تمام شده و آزمايش های خود را طي مي‌كند اما مشكل براي اين موتور كم حجم و ارزان تعريف‌نشدن پروژه خودرويي است و اينكه قرار است بر روي چه خودرويي قرار گيرد. این موتور 1397 سی‌سی حجم دارد و 95 اسب بخار قدرت در حالت بنزینی و 84 اسب‌بخار در حالت گاز سوز قدرت تولید می‌کند گشتاور آن هم در حالت بنزین 125 نیوتن‌متر در 4500 دور و 111 نیوتن‌متر در 4500 در حالت گاز تولید می کند. نسبت تراکم این موتور 11 به یک است‌

اين سه موتور با مشاركت دانشگاه آخن آلمان طراحي شده‌اند

• نوع موتور EF7(NA )

• حجم موتور 1648 سی سی چهار سيلند ر

نسبت تراكم 11:01

• قدرت موتور در دور 6000RPM بنزيني : اسب بخار113 ‌گاز : اسب بخار 103

• حداكثر گشتاوردر 4500 دور بر دقيقه بنزيني:155 نیوتن متر گاز 136 نیوتن متر

• سيستم انژكتوري پاشش چند نقطه‌اي مرحله‌اي (Sequential ) نوع سوخت گاز طبيعي آلترناتيو: بنزين بدون سرب RON 95

• تعداد سوپاپ 16

سرعت با بنزين189Km/h- با گاز 181Km/h

• سيستم انتقال قدرت گيربكس جعبه‌دنده BE3/5 كلاچ Dry Friction Single Plate Pre-Damper – مكانيكي‌، تك‌صفحه‌اي خشك ديفرانسيل نوع‌: Pinion Crownwheel موقعيت ‌: جلو

موتور دیزلی جدید ایران خودرو


دیزل یکی از گزینه‌های مناسب در بی بنزینی است مخصوصاً آنکه قیمت دیزل بسیار ارزان‌تر از بنزین است در ایران با توجه به نبود خودرو سواری دیزلی محدودیت برای تامین این موتور زیاد است البته موتور جدیدی در ایران خودرو در حال طراحی است نخستين موتور براي اين سوخت نيز با نام EFD طراحي شده است. پس از طراحي موتور ملي با نام EF7 با مشاركت شركت FEV آلمان و موتور توربو شارژ ملي 1.4 ليتري از خانواده موتور ملي، موتور ديزلي، چهارمين موتوري است كه بر پايه موتور EF7 طراحي شده است. اين موتور با نام EFD با مشاوره شركت شريك آلماني زير مجموعه شركت بزرگ مهندسي موتور AVL اتريش طراحي شده است. در اين موتور قطر سيلندرهاي موتور بنزيني EF7 كاهش يافته تا حجم آن به 5/1 ليتر برسد. اين موتور حدود 120 اسب‌بخار قدرت توليد مي‌كند؛ يعني با كاهش 200سي‌سي حجم نسبت به موتور پايه (EF7)، قدرت اين موتور 10 اسب‌بخار افزايش و مصرف‌آن 25‌درصد كاهش مي‌يابد.

دليل افزايش قدرت در سامانه پر فشار، پاشش ديزل و توربو شارژ قوي آن بوده و دليل كاهش مصرف نيز راندمان بالاتر موتورهاي ديزلي نسبت به‌خودروهاي بنزيني است. گشتاور اين موتور كه نشان‌دهنده قدرت بالاي آن است حدود 100 نيوتن‌متر بيشتر از موتور 1700 سي‌سي بنزيني است؛ يعني با 200 سي‌سي كمتر در حجم موتور، 100نيوتن‌متر گشتاور اين موتور بيشتر از موتور بنزيني است.

اين اعدادي است كه شركت ايپكو ارائه كرده اما با اين همه موتور مذكور هم‌اكنون در اتاق تست موتور بوده و هنوز روي خودرو نصب نشده است.

بايد ديد در شرايط واقعي عملكرد اين موتور چگونه خواهد بود اما براساس اطلاعات روي كاغذ اين موتور اگر روي خودرويي نصب شود، بهترين گزينه براي خريد خواهد بود چرا كه با مصرف 25درصد كمتر، آلودگي كمتر و گشتاور و قدرت بيشتري دارد. براي اين موتور ديزلي، سيستم پاشش مستقيم كه داراي فناوري چند راهه فشار بالاي سوخت است در نظر گرفته شده است. از سوي ديگر اين موتور داراي شمع گرمكن، پرخوران هندسه متغير و خنك كن مياني هواست.

اين محصول مجهز به مجموعه باز‌خوراني دود (EGR) همراه با خنك كن بوده و مجموعه اين قطعات پيشرفته و جديد، سبب شده تا توليد اين موتور در ايران بسيار سخت باشد.

با اين روند بر‌آورد مي‌شود براي توليد آن بيش از نيمي از قطعات بايد وارد شوند البته پيش‌بيني مي‌شود توليد اين موتور بيش از 3سال ديگر به طول مي‌ انجامد. با اين همه موتور EF7 تنها موتور ديزلي‌اي نخواهد بود كه در ايران روي خودروهاي سواري نصب مي‌شود چرا كه قرار است از موتورهاي پژو نيز براي خودروهاي سواري ديزلي استفاده شود. موتور پژو 206 يكي از اين موتورهاست.

TU3

این موتور هم‌اکنون در خودرو پژو 206 استفاده می‌شود و بخشی از آن در ایران ساخته می‌شود. این موتور شاید نسبت به موتور TU5 ضعیف‌تر باشد اما مصرف کمتری هم دارد البته تعداد سوپاپ کمتر نسب به موتور TU5 از نقاط ضعف این موتور است. گشتاور این موتور هم حدود 30 نیوتن‌متر کمتر موتور TU5 است که عملکردی ضعیفی دارد.

* حجم موتور 1360 سی‌سی - تعداد سيلندر 4 سيلندر- نسبت تراكم 10.2/1

* قدرت موتور 75 اسب بخار در 5500 rpm - حداكثر گشتاور111 نیوتن متر در 3400 rpm

* سيستم انژكتوري چند نقطه‌اي با پاشش الكترونيكي

* نوع سوخت بنزين با اكتان 91

* تعداد سوپاپ 8

* سيستم احتراق احتراق داخلي جرقه‌اي

* استاندارد حد آلايندگي Euro II

* سيستم سوخت انژكتوري كاتاليست اگزوز ‌سنسور اكسيژن

* شتاب صفرتا 100كيلومتر14/1

* گيربكس دستي با نام - MA5N كلاچ تك صفحه‌اي خشك - مكانيكي - ديفرانسيل جلو

تیبا

تيم طراحي آلماني از دانشگاه آخن آلمان موتور پرايد را افزايش حجم داده‌اند و با رساندن حجم اين موتور به 1500‌سي‌سي و افزايش ضريب تراكم موتور به عدد 7/9 قدرت اين موتور را به 80 اسب‌بخار رسانده‌اند. براساس اعلام شركت مگاموتور، سازنده قواي محركه سايپا،‌ اين موتور 8درصد مصرف كمتري نسبت به پرايد دارد .

مگاموتور با كمك شركت آلماني FEV وابسته به دانشگاه آخن آلمان حجم موتور را افزايش داده و ضريب تراكم موتور را براي افزايش قدرت موتور به عدد 7/9رسانده است.(عدد قبلي حدود 5/8 بوده است) درباره گيربكس نيز يكي از مهندسان مركز تحقيقات سايپا، توضيح مي‌دهد؛ نسبت دنده‌هاي گيربكس پرايد براساس خودرو و موتور جديد تغيير داده شده است.

گفته مي‌شود كه مصرف سوخت اين خودرو 10‌درصد كمتر از پرايد است البته این موتور گزینه بسیار بهتری نسبت به موتور پراید است این موتور یکی از ارزان‌ترین موتورهای ایرانی در این کلاس هم محسوب می‌شود گشتاور این محصول هم از 103 نیوتن‌متر به 124 نیوتن‌متر ارتقا یافته است .

گیربکس پراید تحمل گشتاور بالای این موتور را نداشت. برای همین در خودروی جدید تیبا گیربکس پراید در دنده دو به گونه ای تقویت شد تا بتواند گشتاور بالای این موتور را تحمل کند. برای تحمل گشتاور حاصل از این موتور همچنین کلاچ پراید که بر روی تیبا استفاده شده تغییراتی کرد. از آن جمله می توان سفت تر شدن فنرهای صفحه کلاچ است تا بتواند گشتاور 124 نیوتن متری موتور جدید را تحمل کند. از طرفی هزارخواری سر پلوس ها نیز به دلیل قدرت بالاتر موتور تقویت شد.

پراید

فرا‌گیر‌ترین خودروی ایرانی که دارای موتوری ضعیف است پراید است قدرت این موتور از 59 تا 69 اسب‌بخار بنا به استفاده از قطعات مختلف در خط تولید متغیر است با اینکه این موتور با بار کم بسیار راحت و پرشتاب است اما با افزایش حجم سرنشین خودرو به دلیل گشتاور پایین به سرعت تنبل می‌شود با اینکه مصرف این موتور پایین است اما در مقابل توان محدودی که ارائه می‌دهد می‌توان گفت‌ راندمان موتور چندان مناسب نیست .

• حجم سیلندر 1323 سی سی

• نسبت تراکم 9.7:1

• حداکثر قدرت موتور در 5000 دور در دقیقه‌63 اسب بخار

• حداکثرگشتاور موتور در 2500 دور در دقیقه ‌103 نیوتن متر

• نوع کلاچ تک صفحه ای خشک با فنر خورشیدی

:: نوشته شده توسط behrad در سه شنبه بیستم اردیبهشت 1390 و ساعت 0:13


»» ونتج V8 در برابر ونتج V12

در قسمت دوم از تاپ گیر آمریکا، راتلِج وود، بازیگر فربه این برنامه آستون مارتین ونتج V8 و ونتج V12 را تست می‌کند.

در حالی که دوربین آستون ونتج V8 قرمز رنگ را نشان می‌دهد، راتلج می‌گوید: «این خودرو محصول، یک کمپانی انگلیسی با نزدیک به یکصد سال تجربه، تجربه‌ای غنی در موتوراسپرت و سابقه ساخت محصولاتی متمایز است. این خودرو فقط آستون مارتین می تواند باشد.»

راتلج در جلو خودرو ایستاده و می‌گوید: «این آستون مارتین ونتج است که ارزان‌ترین و کوچک‌ترین محصول آستون است.» راتلج پشت فرمان می‌نشیند و می‌گوید: «این یک پیشرانه 4.7 لیتری 8 سیلندر دارد که 420 اسب‌بخار نیرو تولید می‌کند. اما بدنه‌ای سنگین دارد. مشکل این خودرو آن است که قدرت تا دورهای موتور بالا به دست نمی‌آید. به اندازه‌ای که باید، سریع احساس نمی‌شود. سریع به نظر می‌رسد ولی سریع نیست. با 120 هزار دلار می‌توانید خودروهایی چون پورشه 911، آئودی R8 و حتی با پول کمتر، می‌توانید نیسان GTR بخرید. من هر یک از آنها را به ونتج ترجیح می‌دهم. ونتج به حداکثر سرعت 180 مایل بر ساعت می‌رسد اما سرعت‌سنج ونتجی که من دارم می‌رانم، 220 مایل را نشان می‌دهد! آیا دروغ گفتن در انگلستان رایج است؟! حال چه می‌شود اگر آستون شما، زیبایی و روح داشته باشد اما قدرت نه؟! مهندسان آستون بهترین جواب را نصب پیشرانه قوی‌تر یافتند.»

و در حالی که راتلج پشت فرمان ونتج V12 از یک کارخانه ذوب‌آهن بیرون می‌آید، می‌گوید: «من احساس می‌کنم جیمز باند هستم. مهندسان آستون به طور معجزه‌آسایی، پیشرانه 6 لیتری 12 سیلندر DB9 را در ونتج قرار دادند.»

راتلج در کنار ونتج V8 و V12 قرار می‌گیرد و در حالی که کاپوت دو خودرو بالاست به صحبت خود ادامه می‌دهد. «چنین کاری زحمت زیادی در بر داشته است. در ونتج V8 فضای زیادی اطراف پیشرانه وجود دارد در حالی که در ونتج V12 به سختی می‌توانید جای دست در اطراف پیشرانه پیدا کنید! به این منظور مهندسان آستون موارد زیادی را تغییر دادند. به این می‌گویند «هات راد». نصب بزرگترین پیشرانه ممکن در کوچکترین خودرو ممکن.»

راتلج پشت فرمان ونتج V12 می‌نشیند و می‌گوید: «پیشرانه 6 لیتری آن، 510 اسب‌بخار نیرو تولید می‌کند. 190 مایل بر ساعت حداکثر سرعت آن است. صفر تا 100 آن در 4.1 ثانیه صورت می‌پذیرد. قیمت ونتج V12، 180 هزار دلار است و با این مبلغ خودرویی حتی زیباتر از ونتج V8 را خریداری کرده‌اید. ونتج V12، عضلانی و خوفناک است. این ونتج، زیبایی و روح را دارد ولی آیا قدرت هم دارد یا اینکه مثل مدل V8 است. در حوالی صحرای موهاوی در کالیفرنیا، مسیری صاف و بزرگ به طول 6 مایل وجود دارد.»

راتلج دیوانه‌وار با ونتج V12 در صحرا می‌راند و ادامه می‌دهد: «حالا می‌فهمم مشکل با V8 چه بود. پیشرانه برای خودرو کافی نبود. تقسیم وزن این ونتج عالی است و فقط 110 پوند از ونتج 8 سیلندر سنگین‌تر است.»

راتلج دو ونتج را در کنار یکدیگر در یک تست درگ می‌آزماید و از همان ابتدا V12 از V8 جلو می‌زند. ونتج V8 با اختلاف زیادی پشت ونتج V12 قرار گرفت. راتلج پایش را از روی گاز بر نمی‌دارد و نهایتاً به حداکثر سرعت 175 مایل بر ساعت رسید. راتلج می‌گوید: «سرعت‌سنج ونتج V12، 200 مایل بر ساعت را نشان می‌دهد! 20 مایل بر ساعت کمتر از ونتج 8 سیلندر! تمام بریتانیایی‌ها دروغگو هستند!»

فیلمبرداری و ادیت تصاویر، صداگذاری و انتخاب محل‌های فیلمبرداری در این تست بی‌نظیر بود و چنین فیلمبرداری و تست کاملی را حتی در تاپ گیر انگلستان هم کمتر می‌توان مشاهده کرد!

:: نوشته شده توسط behrad در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 23:55


»» رونق ماشین بازی نیازمند آدم های بیشتر است

خسرو قاسمي ماشين‌باز و ماشين‌ساز با شورولت نواي دو‌درش به محل مصاحبه آمد. گفت اين ماشين «مثل گاو پيشاني سفيد» است و به همين دليل يکي از دوستانش در بزرگراه نيايش ماشين او را ديده، شناخته و همراهش شده بود. قدش 190 بود و با وزني حدود 110 کيلوگرم آدم را ياد بادي‌گاردهاي فيلم‌هاي کلاسيک مي‌انداخت.

به دليل سال‌ها فعاليت در ورزش‌هاي متنوع و گوناگون از جمله شنا، واليبال، بسکتبال و کشتي کج هيکلي ورزيده داشت و سلامتي و خوش بنيه‌اي از سر و ريختش مي‌باريد. در خاطراتش تعريف مي‌‌کرد که يک بار وقتي چهار ساله بوده برادر بزرگترش مجبورش کرده بود سربالایی های منطقه درکه تهران را برود بالا و از همان کودکي با انجام انواع ورزش‌ها بزرگ شده است. اين بچه محله نواب تهران که به قول خودش و تاييد رفيقي که همراهش آمده بود در مرام گذاشتن و تمام کردن دوستي و رفاقت دومي ندارد در سال 1355 به دنيا آمده و تا الان شغل‌هاي مختلفي را تجربه کرده است.

اگر شما هم از اهالي پايتخت باشيد مي‌دانيد که هر از گاهي به دليل تغييرات اجتماعي سريعي که در اين شهر رخ مي‌دهد شغل‌هايي باب مي‌شود و با فروکش کردن تب اين تغييرات و رواج شيوه‌هاي ديگر، شغل‌هاي تازه‌اي هم پا مي‌گيرد.

خسرو قاسمي هم در اين تب و تاب‌ها از دهه 70 به اين سو يعني از زماني که 18 ساله شد و شروع کرد نان بازوي خودش را بخورد گاه گاهي از اين شغل‌ها داشته است. گاهي در کار اسمبل کامپيوتر بوده، گاهي آنتن و بقيه متعلقات را نصب مي‌کرده و مدتي راننده آژانس بوده است.

از زبان خودش بشنويد: «مثل بقيه دوستاني که عاشق ماشين هستند من هم از کودکي به ماشين و در جواني به موتور‌سيکلت علاقه داشتم. با اولين درآمدم يک موتور هوندا 125 خريدم بعد هم يک سوزوکي 250، بعد ياماها 200 و حدود يک ماهي هم موتور 1000 داشتم.

آن موقع هم تک چرخ زدن با موتور و کارهاي عجيب و غريب خوراک جواني ما بود. اين روال بود تا اينکه موتورم را فروختم و در 23 سالگي اولين ماشين خودم را که يک پیکان بود خريدم.»

او ماشين‌بازي را از همين پيکان شروع کرده است: «البته همان پيکان هم يک پيکان معمولي نبود. خيلي بهش رسيده بودم و کاملاً درستش کرده بودم.» بعداً او ماشين‌هاي مختلفي مي‌خرد تا اينکه مي‌رسد به پژو 405. مدتي با اين ماشين در آژانس کار مي‌کند و در همين حين «‌شروع کرده بودم به لايي‌کشيدن در اتوبان‌ها و قرار گذاشتن با بچه‌هايي که پاتوقشان خیابان پارک وي تهران بود.

کل‌کل کردن و آينه زدن و اين حرف‌ها را تجربه مي‌کرديم. آنجا بود که ديدم بعضي‌ها با چه ماشين‌هايي مي‌آيند و نصف مهارت‌هاي مرا هم نداشتند. من هم از قديم عاشق ماشين‌بازي بودم، تصميم گرفتم آژانس را رها کنم و بچسبم به کار خريد و بازسازي ماشين.» اين تصميم را عملي مي‌کند و اولين ماشيني که مي‌خرد فورد موستانگ قرمز رنگي است به سال توليد 1966.

«اين ماشين از داغوني و منفجري يک چيز وحشتناکي بود و همه مي‌گفتند محال است بتواني بازسازيش کني اما من به تنهايي و با استفاده از اينترنت موفق شدم بازسازيش کنم.»

خسرو قاسمي ميان حرف‌هايش به روزهاي اولي که وارد اين حرفه شده بود گریزي مي‌زند: «روزهاي اول که من راه و چاه اين حرفه را نمي‌دانستم خيلي‌ها مرا سر مي‌دواندند. جواب تلفنم را نمي‌دادند یا وقتي مي‌شنيدند مثلاً پول کمي براي صافکاري مي‌توانم بپردازم کارم را راه نمي‌انداختند.

من کم‌کم خودم را در اين حرفه بالا کشيدم اما آن روزها را فراموش نمي‌کنم. به همين خاطر الان اگر کسي بخواهد ماشين جمع کند هر کمکي از دستم بربيايد برايش انجام مي‌دهم چون وضعيت خودم را در آن سال‌ها به يادم مي‌آورد.» مي‌گويد بارها پيش آمده کساني از شهرستان به او تلفن کرده‌اند و او آنها را راهنمايي درست کرده و همين باعث حيرت آنها شده است:» تلفن مي‌زنند و تشکر مي‌کنند.

مي‌گويند آقاي فلاني به ما گفته بود مثلاً کار صافکاري اين ماشين 15 ميليون مي‌شود اما شما ما را راهنمايي کرديد و اين کار را با نصف قيمت انجام داديم، نمي‌دانيم چه جوري از شما تشکر کنيم. اما من فکر مي‌کنم ما همه از اين دنيا مي‌رويم و اول نام ماست که مي‌ماند، دوم هم اينکه بايد همه‌مان کمک کنيم اين حرفه پا بگيرد و اگر کسي علاقمند است و بودجه کافي ندارد يک طوري بتواند کارش را راه بيندازد. هر چي آدم بيشتري وارد اين حرفه شود ماشين‌بازي هم رونق بيشتري مي‌گيرد و اين به نفع همه ماست.» بعد از موستانگ قرمز؛ او يک موستانگ 66 سفيد، موستانگ 67 فست‌بک، موستانگ 68 کوپه و يک شورولت نوا دو در 1977 دارد. «خيلي از ماشين بازها ماشين زير پايشان مثلاً پژو 206 است اما من ماشین زير پايم هم همين شورولت نوايي است که خودم جمع کرده‌ام.» مي‌پرسم اين ماشين‌ها را کجا نگه مي‌داريد؟ مي‌گويد: «يکي از فوردها را در پارکينگ پاساژي که دفترم آنجاست، يکي را در پارکينگ خانه، دو تا هم هنوز بازسازيشان تمام نشده و در صافکاري هستند. شورولت نوا هم مثل گاو پيشاني سفيد است، مي‌بندم به تیر چراغ برق دم در خانه! همان سوال هميشگي اين بار از خسرو قاسمي پرسيده مي‌شود: چرا ماشين آمريکايي؟ «به خاطر قدرتش و زيبايي‌اش که در ماشين‌هاي ديگر پيدا نمي‌شود. ريشه ساخت اين ماشين‌ها و نام‌گذاريشان هم براي من خيلي جالب است و همه را ريز ريز خودم در اينترنت پيدا کرده‌ام.» او در‌باره فورد موستانگ 66 مي‌گويد: «دهه 70 در آمريکا بحبوحه کلاه کابوي بود. کارخانه فورد مي‌خواست خودش را از ورشکستگي نجات بدهد و بازار فروش را به دست بگيرد براي همين از اسب که سمبل آمريکايي‌هاست در طراحي و آرم اين ماشين استفاده کرد. غربيلک فرمان اين ماشين از جنس استخوان است که نزديکي به طبيعت را تداعي مي‌کند.

پشت اين ماشين دو تا هلال رو به بالا دارد که تداعي‌کننده لبه کلاه گاوچران‌هاست و خمي که رو به بالا دارد. آرم پرچمي که بغل فورد موستانگ حک شده سه رنگ آبي، سفيد و قرمز دارد. در آن دهه، اين سه، رنگ پرچم مسابقات اسبدواني در آمريکا بوده است. دو خطي که روي فورد موستانگ GT است تداعي‌کننده دو خط وسط جاده است و بيانگر اينکه فورد هميشه در حال سبقت گرفتن و جلو زدن از ماشين‌هاي ديگر است.»

عشق او به ماشين‌هايي آمريکايي باعث شده است چنين شعاري را بر پيشاني وبلاگش حک کند «بياييد ماشين‌هاي آمريکايي را زنده کنيم». با اينکه به قول خودش همه جور ماشيني را مي‌خرد و مي‌فروشد و بازسازي مي‌کند اما هنوز هم کافي است نام ماشين آمريکايي را بياوري تا چشمانش برق غريبي بزند.

خسرو قاسمي با اين قد و هيکل ورزشکاري و اين هيبت، ماهيگيري مي‌کند. در حقيقت ماهيگيري جزو علايق جدي او در زندگي است و عکس‌هايي از درياچه‌هاي کوچک اطراف تهران در موبايلش دارد که او را سرگرم اين ورزش نشان مي‌دهد.

او ازدواج نکرده است: «همه عشق من همين ماشين‌ها هستند. فکر کردم و ديدم نمي‌توانم اين عشق را با چيزهاي ديگري تقسيم کنم. البته حالا حالا وقت هست.» مي‌خندد: «بالاخره ازدواج مي‌کنم و پسري خواهم داشت که اين ماشين‌ها را برايش يادگار بگذارم.»

:: نوشته شده توسط behrad در دوشنبه دوم اسفند 1389 و ساعت 1:47


»» بهترین خودروهای جهان از نگاه top gear

  با نزدیک‌شدن به پایان سال 2010 اغلب نشریه‌ها و رسانه‌های خودرویی جهان اقدام به انتخاب برترین‌ها از نگاه خود کرده‌اند و این بار نوبت به تاپ‌گیر رسیده است تا برترین خودروهای جهان را در بخش‌های مختلف انتخاب کند. در ادامه به معرفی این خودروها می‌پردازیم:

 

برترین ابر خودروی سال: کونیخزگ آگرا

این ابر خودرو به مناسبت پانزدهین سال تولید خودرو توسط کونیخزگ طراحی و ساخته شده است و از امکانات و قابلیت‌های بسیار بالایی برخوردار است. آگرا لغت سوئدی به معنی عمل «Act  » است و گفته می‌شود که این خودرو فلسفه کونیخزگ را به روشنی بیان می‌کند. بر روی این خودرو موتوری نصب شده است که می‌تواند تا 910 اسب‌بخار در شش هزار و 850 دور در دقیقه قدرت و 811 پوند- فوت در دور موتور پنج هزار و 100 گشتاور تولید کند. این خودروی قدرتمند قادر است طی مدت زمان تنها سه ثانیه از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد و برای آن رسیدن به حداکثر سرعت 390 کیلومتر در ساعت نیز چندان دشوار نیست.

 

برترین کروکی سال: مازراتی گرن‌کابریو

مازراتی گرن‌کابریو از موتور 4.7 لیتری V-8 بهره می‌برد و این موتور قادر است تا 433 اسب بخار قدرت و 490 نیوتن متر گشتاور تولید کند. مازراتی گرن‌کابریو با فاصله محوری 2.94 متری بلندترین خودروی کروکی موجود در بازار است و در صورتی که سقف آن باز باشد می‌تواند به حداکثر سرعت 274 کیلومتر در ساعتی دست پیدا کند. حداکثر سرعت این خودرو با سقف بسته نیز 283 کیلومتر در ساعت اعلام شده است. در همین حال این خودرو قادر است طی مدت زمان 5.3 ثانیه‌ای به شتاب 100 کیلومتر در ساعت جامه عمل بپوشاند. گفته شده است که این خودرو از زمستان سال 2011 روانه بازارهای جهانی خواهد شد.

 

برترین GT سال: بنتلی کانتینانتال GT

 

بنتلی کانتینانتال GT برای اولین بار در سال 2003 به بازار آمد و جایگزین بنتلی R و T شد حال مدل 2010 این خودرو توجه متخصصان تاپ‌گیر را به خود جلب کرده است. این خودروی جذاب و لوکس که در انگلستان ساخته شده، بین 182 تا 207 هزار دلار قیمت‌گذاری شده است. در زیر کاپوت با ابهت این خودرو موتور شش لیتری W12 قرار داده شده است که می‌تواند تا 552 اسب‌بخار قدرت و 479 پوند ـ فوت گشتاور تولید کند. این در حالی است که موتور دیگری بر روی این خودرو عرضه می‌شود که قدرت 600 اسب‌بخاری و گشتاور 533 پوند ـ فوتی دارد. برای این خودروی زیبا حداکثر سرعت 329 کیلومتر در ساعت در نظر گرفته شده است.

 

برترین هاچ‌بک سال: فولکس واگن گلف R

 

گلف خودرویی است که سال‌هاست با خیابان‌های ایران آشنا شده و چند سالی است که مدل جدید آن نیز در ایران عرضه می‌شود و با توجه به امکانات و قابلیت‌هایش استقبال خوبی از آن شده است. این خودرو برای اولین بار در سال 1974 تولید شد و در طول پنج نسل متفاوت یکی از محبوب‌ترین خودروهای جهان بوده و تا‌کنون بیش از 24 میلیون دستگاه از آن به فروش رفته است. هدف از معرفی این خودرو جایگزینی آن با فولکس واگن بیتل محبوب است. بر روي گلف R موتور دو ليتري چهار سیلندر كوچكي قرار داده شده است كه مي‌تواند تا 270 اسب‌بخار قدرت توليد كند. اين خودروي هاچ‌بك 1.6 تن وزن داشته و قادر است تا طي 5.5 ثانيه سرعت خود را از حالت سكون به 100 كيلومتر در ساعت برساند. حداکثز سرعت گلف جدید هم برابر با 248 کیلومتر در ساعت اعلام شده است. نکته قابل ذکر دیگر اینکه مدل جدید گلف از مصرف سوخت بهتری نسبت به دیگر مدل‌ها برخوردار است.

 

ب‌ام‌و 520d Touring

-

شرکت آلمانی ب‌ام‌و همواره یکی از برترین خودروسازان جهان بوده است و مدل‌های تولیدی این شرکت را می‌توان در تمام کشورهای جهان دید. از سری پنج این خودروساز مدل 520d Touring مورد توجه متخصصان تاپ‌گیر قرار گرفته و آنها این خودرو را به عنوان برترین خودروی خانواده سال 2010 انتخاب کرده‌اند. این خودروی استیشن‌واگن از موتور 5.3 لیتری دیزلی بهره می‌برد که می‌تواند تا 177 اسب بخار در چهار هزار دور در دقیقه قدرت و 350 نیوتن‌متر گشتاور تولید می‌کند و بر روی آن جعبه دنده شش سرعته دستی نصب شده است. با این خودروی زیبا می‌توانید حداکثر سرعت 224 کیلومتر در ساعت را تجربه کنید، حال آنکه برای رسیدن به شتاب صفر تا 100 کیلومتر این خودرو به 8.5 ثانیه زمان نیاز خواهد داشت.

 

برترین کوپه سال: پژو RCZ

 

پژو RCZ که در سپتامبر سال 2007 و در جریان نمایشگاه خودروی فرانکفورت به عنوان یک خودروی مفهومی ساده رونمایی شد، این شانس را پیدا کرد تا بر خیابان‌های شهر گام بگذارد. خبر تولید این خودرو بسیاری از خودرو دوستان را به وجد آورد و سرانجام این مدل زیبا در بهار سال جاری میلادی به خریدارانش تحویل داده شد. این خودرو از ظاهر زیبا و امکانات درونی خوبی برخوردار بوده و رانندگی لذت‌بخش و راحتی را نیز برای راننده و سرنشینان به ارمغان می‌آورد. بر روی مدل جدید پژو موتور 1.6 لیتری چهار سیلندر خطی نصب شده است که می‌تواند تا 200 اسب‌بخار قدرت تولید کند. این خودرو از آلایندگی بسیار پایینی برخوردار بوده و طی مدت زمان 7.5 ثانیه می‌تواند از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد. البته بر روی این خودرو موتورهای دیگری نیز عرضه می‌شوند که عملکرد خودرو را بر روی جاده تغییر می‌دهند.

 

برترین خودروی لوکس سال: جگوار XJ

 l

شركت جگوار بر روي اين مدل خود موتوري سوپرشارژ V-8 نصب كرده است كه قادر است تا 510 اسب‌بخار قدرت توليد كند. با اين موتور جگوار سوپر اسپرت XJ نشان داد كه مي‌تواند در بهترين حالت طي مدت زمان 4.7 ثانيه‌اي سرعت خود را از حالت سكون به 100 كيلومتر در ساعت برساند. در همین حال برای این خودرو در بهترین حالت حداکثر سرعت 248 کیلومتر در ساعتی ثبت شده است. اين خودرو از سانروف پانوراميك زيبايي بهره مي‌برد و چراغ‌هاي ال‌اي‌دي و رينگ‌هاي 20 پره از ديگر تجهيزاتي است كه بر روي آن قرار داده شده است. به هنگام سوار شدن بر اين خودرو حتماً متوجه صندلي‌هاي چرم زيباي آن خواهيد شد. اين صندلي‌ها داراي سيستم گرم‌كن و خنك‌كننده هستند و با نشستن بر صندلي‌هاي جلو مي‌توانيد از ماساژور آن لذت ببريد. این خودرو را می‌توانید با پرداخت 72 هزار و 700 دلار به صورت استاندارد خریداری کنید.

 

برترین موتور سال: فیات TwinAir

 عنوان برترین موتور سال 2010 به موتور جدید تولیدی شرکت خودروسازی فیات با عنوان TwinAir داده شده است. این موتور که قدرت خوبی دارد، از آلایندگی بسیار کمی برخوردار بوده و مصرف سوخت در آن به حداقل رسیده است. این موتور کوچک تنها 900 سی‌سی حجم داشته و با تنها دو سیلندر و توربو شارژر خود می‌تواند تا 84 اسب‌بخار قدرت تولید کند. با استارت خودرو این موتور کوچک و در عین حال قدرتمند بدون هیچ صدایی و به آرامی شروع به فعالیت می‌کند و آماده می‌شود تا خودرو را به پیش براند. این موتور را می‌توانید بر روی مدل فیات 500 پیدا کنید و به مدد این موتور فیات 500 یکی از پاک‌ترین خودروهای جهان نام گرفته است.

 

خودروی سال و برترین خودروی کوچک سال: سیتروئن DS3

و سرانجام نوبت به خودروی سال از نگاه متخصصان تاپ‌گیر می‌رسد. در تعريف سيتروئن DS همين بس كه اندكي پس از معرفي اين خودرو به بازار در سال 1955 رولند بارتز، فيلسوف مشهور فرانسوي در خصوص آن گفت كه «آشكار است كه اين خودرو از آسمان افتاده است.» حروف DS در اين خودرو از كلمه فرانسوي deesse به معني الهه گرفته شده است و حال مدل جدید DS برترین خودروی سال شده است. بر روی این خودروی اسپرت موتور 1.6 لیتری با قدرت 156 اسب‌بخار و گشتاور 177 پوند ـ فوت نصب شده است و وظیفه انتقال قدرت از موتور به چرخ‌ها در این خودرو بر عهده جعبه دنده شش سرعته دستی گذاشته شده است. این خودروی کوچک تنها 1.37 تن وزن داشته و طی مدت زمان 7.3 ثانیه می‌تواند از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد.

:: نوشته شده توسط behrad در دوشنبه دوم اسفند 1389 و ساعت 1:32


»» غلبه بر سرعت صوت با 135000 اسب‌بخار

 تند رفتن‌، تقریباً عمری به اندازه تاریخ ساخت خودرو دارد. حتی قدیمی‌ترین اسناد موجود در مورد صنعت خودرو جهان نیز دارای اطلاعاتی در مورد مسابقه خودروها هستند.

در این میان هر چه بیشتر تند رفتن یکی از ایده‌های همیشگی بشر بوده است‌، زمانی که فرمان یک خودرو را به دست می‌گرفته است. جالب آنکه از زمان هنری فورد تا‌کنون‌، خودروسازان همیشه به دنبال تولید خودروهای ویژه‌ای بوده‌اند که بتواند رکورد سرعت را در سطح زمین بشکند. خودروسازان و مهندسان خیلی زود متوجه شدند که با خودروهای معمولی که تولید می‌شود نمی‌‌توانند به آرزوی خود یعنی دست یافتن به سرعت‌های غیرقابل تصور دست پیدا کنند.

از این رو کم‌کم به ساخت خودروهای متفاوتی که بتواند اهداف آنها را جامه عمل بپوشاند کشیده شدند. خودروهایی با ظاهری متفاوت تا بتوانند بر نیروی مقاومت هوا یا نیروی درگ غلبه کنند. اکنون این خودروها برای خودشان دارای یک کلاس ویژه شده‌اند. نام این کلاس Land speed record است. به معنی خودروهایی برای رکورد سرعت در زمین. این خودروها در طراحی آنقدر تغییر شکل داده‌اند که دیگر کمتر به خودرو شبیه هستند و بیشتر یک هواپیمای جت را در روی زمین تداعی می‌کنند.

در حال حاضر سریع‌ترین خودرو زمینی جهان Bloodhound SSC نام دارد که به اختصار SSC نامیده می‌شود. این خودرو که به واقع یک موشک زمینی است توانسته سرعت صوت را در روی زمین شکسته و در آن پایدار بماند. تفاوت اصلی خودرو Bloodhound SSC با رقبای خود در این است که این خودرو می‌تواند سرعت صوت را پشت‌سر گذاشته و در این سرعت به حرکت خود ادامه دهد‌، اما اکثر خودروهای مافوق صوت دیگر برای زمانی کوتاه در سرعت بالاتر از سرعت صوت قرار می‌گیرند و ناگزیر هستند سرعت خود را پایین بیاورند. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به مشخصات فنی خودرو Bloodhound SSC و اینکه چگونه می‌تواند به چنین سرعتی دست پیدا کند. سرعتی برابر با 1227 کیلومتر در ساعت‌، آن هم روی زمین.

خودرو SSC دارای طراحی آیرودینامیک فوق‌العاده‌ای است‌، این خودرو در کمترین ارتفاع که دماغه آن است 90 سانتی‌متر از سطح زمین ارتفاع داشته و بالاترین ارتفاع آن از سطح زمین هم 2.8 متر است. طول این خودرو 13 متر و 40 سانتی‌متر است. عرض چرخ‌های عقب 6 متر است تا خودرو پایداری کافی را در سطح مسیر تست داشته باشد. وزن این خودرو نیز 6 هزار و 422 کیلوگرم است. بخش زیادی از این وزن به دلیل پیشرانه حجیم و سنگین آن است.

اما آنچه این خودرو را به سرعت فوق‌الذکر می‌رساند پیشرانه و به عبارت بهتر پیشرانه‌های آن است. خودرو SSC دارای سه موتور مجزا است که به صورت مجزا و ترکیبی وارد عمل می‌شوند. از این رو در برخی متون فنی‌، این خودرو را یک خودرو هیبرید نامیده‌اند. اولین موتور این خودرو یک موتور هشت سیلندر جنرال‌موتورز است. این موتور که با سوخت بنزین اکتان بالا کار می‌کند وظیفه به حرکت در آوردن این خودرو را در خارج از شرایط مسابقه به عهده دارد. این موتور سرعت بالایی ندارد و بیشتر برای جا‌به‌جایی خودرو به کار گرفته می‌شود. قدرت این موتور 800 اسب‌بخار است.

برای آنکه بتوان از یک موتور هشت سیلندر چنین قدرتی را بیرون کشید از یک توربوشارژر دوقلو در آن استفاده شده است. همچنین سرسیلندر آن نیز با یک سرسیلندر ویژه مسابقات ناسکار جایگزین شده است. سوپاپ‌ها از نوع هیدرولیکی چند‌زمانه هستند. این موتور اگر چه قدرت خوبی دارد اما موضوع بحث ما در اینجا نیست. خودرو SSC برای رسیدن به سرعت صوت به قدرتی به مراتب بیشتر از این نیاز دارد.

موتور اصلی این خودرو با نام تجاری EJ200 شناخته می‌شود. این موتور با موتور خودروهای معمولی تفاوت کلی دارد. در واقع EJ200 یک موتور جت است.

این موتور توسط کارخانه رولزرویس تولید می‌شود. دومین موتوری که نیروی اصلی خودرو را تامین می‌کند و به صورت ترکیبی با موتور EJ200 وارد عمل می‌شود‌، Hybrid Rocket engine نام دارد. این دو موتور روی هم می‌توانند 135 هزار اسب‌بخار قدرت تولید کنند. این همان نیرویی است که می‌تواند با همه نیروهای بازدارنده سطح زمین و هوا‌، خودرو SSC را به سرعت صوت برساند و حتی از آن عبور دهد. برای آنکه ذهنیت بیشتری نسبت به این قدرت موتور پیدا کنیم بیایید چند مقایسه ساده داشته باشیم. این قدرت برابر قدرت موتور 135 دستگاه بوگاتی ویرون است. اگر بخواهیم این قدرت را از موتورهای لامبورگینی به دست آوریم باید تعداد 201 دستگاه از این خودرو را با یکدیگر سری کنیم. کاری که البته به صورت عملی امکان‌پذیر نخواهد بود. نیروی گشتاوری نیز که از این موتورهای ترکیبی بیرون می‌آید چیزی بیشتر از 47 هزار پاوند بر فوت است.

موتورهای موشکی خودرو SSC با بنزین کار نمی‌کنند. بلکه سوخت آنها دی‌اکسید هیدروژن است. دلیل استفاده از این سوخت نقطه اشتعال بسیار پایین آن در کنار قدرت تراکم بسیار بالای آن است. این سوخت به صورت مایع در مخزن ذخیره می‌شود اما در لحظه خروج و بیرون آمدن از حالت تراکم به صورت گاز در‌می‌آید.

یکی دیگر از دلایل استفاده از این سوخت راندمان بالای آن است. به ویژه که به دلیل تشکیل شدن از ساختارهای غیر‌کربنی‌، آلایندگی اندکی نیز به نسبت حجم سوخت مصرفی دارد. این خودرو دارای شتاب صفر تا 1000 مایلی برابر با 42 ثانیه است. یعنی در مدت زمان 42 ثانیه می‌تواند به سرعت 1600 کیلومتر در ساعت برسد. این خودرو برای رسیدن به حداکثر سرعت و بعد توقف کامل نیاز به یک پیست 16 کیلومتری دارد.

اما متوقف کردن خودرویی که با چنین سرعتی در حال حرکت است نیز برای خودش راز و رمزهایی دارد. سیستم ترمز خودرو SSC نیز یک سیستم ترکیبی سه‌گانه است. زمانی که خودرو به سرعت 1600 کیلومتر در ساعت می‌رسد عملاً از هیچ سیستم ترمزی نمی‌توان برای آن استفاده کرد. در سرعت‌های بالاتر از 800 مایل یا 1280 کیلومتر در ساعت زمانی راننده تصمیم به کاهش سرعت می‌گیرد از یک مکانیسم الکترونیکی استفاده می‌کند که تحویل سوخت به موتورهای جت را متوقف می‌کند.

به این ترتیب موتور خاموش شده و سرعت خودرو شروع به کاهش می‌کند. در آن سرعت‌ها به دلایل فنی و همچنین نیروی گرانش (G) بالایی که جان راننده را تهدید می‌کند و حتی ممکن است موجب متلاشی شدن خودرو شود از ترمز استفاده نمی‌شود. توضیح آنکه سیستم قطع الکترونیکی سوخت جزو سیستم‌های ترمز به حساب نمی‌آید.

زمانی که سرعت به 800 مایل در ساعت رسید اولین سیستم ترمز به کار می‌افتد. این ترمز Air Brake نام دارد. ایربریک به وسیله تغییر زاویه باله‌های خودرو به وجود می‌آید و در برابر جریان هوای اطراف خودرو مقاومت ایجاد می‌کند.

این ترمز سرعت خودرو را تا 600 مایل در ساعت معادل 960 کیلومتر در ساعت پایین می‌آورد. با رسیدن به سرعت 600 مایل در ساعت دومین سیستم ترمز فعال می‌شود. دومین سیستم ترمز Parachutes نام دارد که همان چتری است که از انتهای خودرو باز می‌شود و مقاومت هوای بسیار زیادی ایجاد می‌کند. این ترمز سرعت خودرو را تا 200 مایل در ساعت پایین می‌آورد. چیزی در حدود 320 کیلومتر در ساعت. در این سرعت است که سومین سیستم ترمز فعال می‌شود و راننده می‌تواند از آن استفاده کند. این سیستم Friction Brake نام دارد و همان ترمز اصطکاکی است.

با اعمال این ترمز که به وسیله پدال فعال می‌شود چتر از انتهای خودرو جدا می‌شود. جدا شدن چتر برای جلوگیری از کشیده شدن آن به داخل موتور و زیر چرخ‌ها است. این ترمز تا توقف نهایی خودرو فعال است و راننده از آن استفاده می‌کند.

در ساخت بخش‌های مختلف این خودرو از آلیاژهای گوناگونی استفاده می‌شود که در مجموع 5 آلیاژ اصلی را شامل می‌شود. آلومینیوم‌، فولاد‌، آلیاژ فولاد آلومینیوم‌، آلیاژ آلومینیوم تیتانیوم و فیبرکرین تقویت شده این پنج آلیاژ اصلی تشکیل‌دهنده خودرو SSC هستند . آلیاژ آلومینیوم تیتانیوم در ساخت رینگ‌های این خودرو به کار گرفته می‌شود. این آلیاژ با چگالی برابر با نصف فولاد‌، تقریباً دو برابر مقاوم‌تر از آن است. دلیل آنکه رینگ‌ها از این آلیاژ تولید می‌شوند این است که رینگ‌های این خودرو زیر فشار بسیار زیادی قرار دارند. چرخ‌های این خودرو در هر دقیقه 10 هزار دور می‌زنند و به همین دلیل باید از استحکام بالایی برخوردار باشند. در انتها برای آنکه بیشتر به سرعت این خودرو واقف شویم مقایسه‌هایی را که وب‌سایت رسمی این خودرو ارائه داده است با هم مرور می‌کنیم.این خودرو می‌تواند عرض چهار و نیم زمین فوتبال را تنها در یک ثانیه طی کند. در مدت زمان یک چشم به هم زدن این خودرو می‌تواند 150 متر به جلو برود. شتاب این خودرو در بالاترین مقدار از شتاب گلوله‌ای که از لوله اسلحه مگنوم 357 شلیک می‌شود بالاتر است. این خودرو در هر 3 هزارم ثانیه به اندازه یک طول خودش یعنی 13 متر و 40 سانتی‌متر به جلو می‌رود.

:: نوشته شده توسط behrad در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 0:14


»» پژو 504 احمدی نژاد به حراج گذاشته شد

 رئیس جمهور برای كمك به ساخت مسكن مهر خودروی خود را برای فروش واگذار كرد كه اكنون این خودرو در مزایده بین المللی قرار دارد و مبلغ آن به زودی اعلام می شود. وزیر رفاه و تامین اجتماعی گفت: در همایش خیرین مسكن طرح مهر، خودروی پژو 504 رئیس جمهور برای كمك به ساخت مسكن به حراج گذاشته شد. صادق محصولی در همایش مدیران ستادی و استانی وزارت رفاه و تامین اجتماعی افزود: رئیس جمهور برای كمك به ساخت مسكن مهر روز گذشته خودروی خود را در یك اقدام خیرخواهانه برای فروش واگذار كرد كه اكنون این خودرو در مزایده بین المللی قرار دارد و مبلغ آن به زودی اعلام می شود. گفتنی است پژو 504 یکی از پر طرفدار ترین مدل های پژو در ایران است که 30 سال پیش به صورت گسترده وارد ایران شده است این خودرو به سخت کار بودن معروف است.

:: نوشته شده توسط behrad در جمعه هشتم بهمن 1389 و ساعت 2:18


»» مقایسه شاسی‌ بلندهای آلمانی

تقریباً همه ‌چیز مثل دفعات قبل است. باز هم مقایسه دو نسل از یک خودرو از یک برند. خودروهایی که بالاخره یکجورایی به بازار ایران ربط پیدا می‌کنند. تا اینجای کار هیچ تغییری حس نمی‌شود. اما تفاوت این شاخ‌ به شاخ با نمونه‌‌های مشابه، وجود هر دو خودرو در بازار داخل است. پیش از این هرچه دیده بودید، تقابل خودرویی‌هایی بود که در بهترین حالت، یکی حضور داشت و دیگری شاید می‌خواست بیاید. که در 90‌درصد مواقع هرگز سر و کله نسل جدید پیدا نمی‌شد.

به هر حال حضور پر حرف و حدیث پورشه در ایران، هر لحظه برای خودش خبرساز است. «معین موتورز» حالا دیگر جدیدترین رونمایی‌های پورشه را سریع‌تر از آنچه تصور کنید، انجام می دهد. شاید بتوان او را یک نماینده واقعی با معیارهای جهانی دانست. البته اگر از بحث قیمت فاکتور بگیریم. سعی می‌کنیم برنامه امروز بهانه‌ای شود تا علاوه بر شناخت این دو،‌ رقبای قیمتی و قدرتی‌اشان نیز بررسی شود.

گوزنی در اشتوتگارت

به لوگوی پورشه خوب دقت کنید. غیر از عبارت پورشه و اشتوتگارت و آن اسب افسارگسیخته، چیزهای دیگری هم دیده می‌شود. تعدادی شاخ. شاخ گوزن. چرا و چگونگی چنین علامت‌های پیچیده و رمز آلود بماند برای بعد، اما مهم قضیه «گوزن‌ها» بود، که فهمیدید.

بگذریم. داستان Cayenne یا همان کایان با تلفظ غلیظ آلمانی، در سال 2002 شروع شد. این آلمان‌ها اگر گوشت همدیگر را بخورند، استخوان‌ها را دور نمی‌ریزند. پلت‌فرم شاسی بلند مذکور به طور مشترک روی نسل‌های اول فولکس‌واگن Touareg و آئودی Q7 هم قرار گرفته بود. حالا بیرون ماجرا، این سه آلمانی به خون هم تشنه‌اند.

این درست که کمپانی پورشه اصالتاً آلمانی است، اما دلیل نیست که همه محصولاتش ساخت آلمان باشد. سخت است که قبول کنید کاین‌های نسل اول در اسلوواکی تولید می‌شدند.

مگر یادتان نمی‌آید ب‌ام‌و X3‌ هم فقط در اتریش تولید می‌شد؟

هر چه بود، کاین اولین V8 پورشه بعد از سال 1995 را تولید کرد. برای اولین سری‌های این خودرو که بین سال‌های 2002 تا 2006 تولید شد، دو پیشرانه 3.2 و 4.5 در نظر گرفتند. اما پورشه برای مدل 4.5 لیتری، سه نمونه خاص طراحی کرد که S، Turbo و Turbo S نام داشتند. قدرت آنها به ترتیب 340، 450 و 521 اسب‌بخار اعلام شد.

اما با شروع سال 2007، Facelift (تغییر چهره) نسل اول رونمایی شد. این همان مدلی است که کلی در دنیا سر و صدا کرد. جدا از تغییرات بصری، باطن او نیز به طرز چشمگیری متحول شد. یک نمونه 3 لیتری دیزلی 240 اسب‌بخاری و چهار نمونه 4.8 لیتری با قدرت‌های 385، 405 و 500 اسب‌بخاری روی کار آمد. چندی پیش که همین کاین به طور رسمی به ایران آمد، شایع شد مدل توربو آن نیز عرضه خواهد شد. غافل از اینکه یک شاسی بلند هشت سیلندر Vشکل با 550 اسب‌بخار قدرت هرگز در بهترین رویاها هم نمی‌تواند پلاک رسمی تردد دریافت کند. همه‌چیز تا سال 2010 خوب پیش رفت. تا اینکه در نمایشگاه ژنو نسل جدید کاین معرفی شد. خودرویی که دیگر فقط در خود لایپزیک آلمان تولید خواهد شد.

او با استفاده از لایه‌های آلومینیوم و پوشش منیزیوم توانست تقریباً 250 کیلوگرم نسبت به نسل قبل کاهش وزن داشته باشد. پیرو همان بحث طراحی‌های جنجالی دوران جدید، نسل دوم کاین نیز با کمی فانتزی شدن به خصوص در چراغ عقب، شبیه مدل پانامرا از آب درآمده است.

رقبای دیگر

این دفعه کار سخت‌تر شده. چون باید هم‌کلاسان دو خودرو را معرفی کنیم. اما چه باک؟ به جای پورشه نسل اول یا همان 2010، می‌توان مرسدس GLK 228 اسب‌بخاری با قیمت حدودی 120 میلیون تومان را انتخاب کرد.

ب‌ام‌و X3‌ نیز با توجه به حجم پیشرانه و امکانات تا مرز 122 میلیون‌ تومان هم بالا می‌آید. او نیز 272 اسب‌بخار قدرت دارد. گزینه دیگر که حداقل ارزش فکر کردن را دارد، لکسوس RX350 پرآپشن با 275 اسب‌بخار نیرو است که حدود 114 میلیون تومان می‌ارزد. اما رقبای کاین 2011. شک نکنید تنها ب‌ام‌و X6 است که می‌تواند یارای مقابله با توان وحشتناک این پورشه را داشته باشد. ب‌ام‌و فوق با 306 اسب‌بخار قدرت بین 240 تا 250 میلیون تومان قیمت خورده است. و باز هم مثل همیشه مرسدس با آن ML350 همیشگی‌اش که 272 اسب‌بخار نیرو دارد، آمده است. برای این مرسدس هم باید 230 میلیون تومانی کنار گذاشت.

:: نوشته شده توسط behrad در شنبه چهارم دی 1389 و ساعت 0:11


»» رقابت پنج سوپراسپرت

از نظر شما خودروی سریع به چه خودرویی گفته می‌شود؟ حداکثر سرعت ایده‌آل شما برای رانندگی چقدر است؟ چه شتابی را می‌پسندید؟

اگر به سرعت و شتاب بالا علاقه دارید، اگر از رانندگی با سرعت بالا نمی‌ترسید و اگر قلبتان ضعیف نیست، در این تست مقایسه‌ای با ما همراه باشید، زیرا خودروهای شرکت کننده همگی در زمره سریع‌ترین خودروهای جهان قرار دارند و از شنیدن نام آنها می توانید به کارایی و قدرت بالای آنها پی ببرید.

پورشه 911 توربو S ، آئودی R8 5.2 FSI V10 ، مرسدس بنز SLS AMG ، فراری 458 ایتالیا و آستون مارتین ونتیج V12 پنج خودرویی هستند که به جز آئودی که مدل 2010 است، همگی آنها برای سال 2011 آماده شده‌اند و در این رقابت نفس‌گیر قصد دارند تا نشان دهند که کدام یک از برتری نسبت به دیگران برخوردار است. تمامی خودروها در زمره‌برترین‌های جهان قرار دارند و پیش‌بینی در خصوص برنده رقابت کار دشواری است. نکته جالب توجه در خصوص این خودروها اینکه کندترین آنها می‌تواند در عرض چهار ثانیه به سرعت 100 کیلومتر در ساعت برسد و همگی آنها در کمتر از 10 ثانیه قادر هستند تا شتاب 160 کیلومتر در ساعت را عملی کنند. در این تست جای لامبورگینی خالی است و دلیل آن هم این است که مسئولان این شرکت از در اختیار قرار دادن یکی از مدل‌های خود امتناع کردند. خودروها طبق وعده خود در پیست مسابقه‌ای در نوادا حاضر می‌شوند و اینجاست که آنها باید به رقبای جدی برای یکدیگر تبدیل شوند.

زمان آن فرا رسیده است تا غرش خودروها در پیست تمام حواس‌ها را به خود جلب کند. در طول تست شتاب اولیه 48 کیلومتر در ساعت پورشه چابک توانست در چشم بر هم زدنی از دیگران پیش بیافتد و طی مدت زمان تنها 1.1 ثانیه به این سرعت دست پیدا کند. آئودی و فراری نیز سه دهم ثانیه دیرتر یعنی در ثانیه 1.4 به سرعت 48 کیلومتر در ساعت رسیدند و این شتاب برای مرسدس بنز و آستون مارتین به ترتیب 1.5 و 1.6 ثانیه زمان برد. پورشه که کار خود را بر روی پیست با موفقیت شروع کرده بود، از قابلیت‌های خود دوباره به نحو احسن استفاده کرد و طی مدت زمان باورنکردنی 2.7 ثانیه سرعت خود را به 100 کیلومتر در ساعت رساند. در این بخش دیگر رکورد خودروها به بالای سه ثانیه و حتی چهار ثانیه رسید.

فراری که در شتاب 48 کیلومتر در ساعت رکورد مشابهی با آئودی به ثبت رسانده بود، توانست به مدد موتور قدرتمندتر خود از آئودی فاصله گرفته و برای شتاب 100 کیلومتر در ساعت زمان 3.3 ثانیه‌ای را ثبت کند. مرسدس بنز نیز به خود آمده و تلاش کرد تا عملکرد بهتری از خود نشان دهد، این خودرو برای سرعت 100 کیلومتر زمان 3.5 ثانیه را رکورد زد که از زمان 3.7 ثانیه‌ای آئودی بهتر است و در نهایت نیز آستون مارتین پس از 4.2 ثانیه سرعت خود را به زحمت به 100 کیلومتر در ساعت رساند.

ترتیب برتری خودروها در شتاب 160 کیلومتر در ساعت نیز حفظ شد، به طوری که پورشه بی رقیب با خیال راحت و مقتدرانه برای این شتاب زمان 6.4 ثانیه را به ثبت رساند. پس از آن فراری با رکورد 7.5 ثانیه، مرسدس بنز با زمان 7.7 ثانیه و آئودی با زمان 8.5 ثانیه قرار گرفتند.

آستون مارتین تنبل هم پس از 9.2 ثانیه به سرعت 160 کیلومتر در ساعت رسید. به نظر می‌رسد که پورشه 911 توربو S آمده است تا رقابت را به نفع خود به پایان ببرد. این خودرو در تست 400 متر نیز برتر بود و رکورد 108 ثانیه در 206.4 کیلومتر در ساعت را به ثبت رساند.

رکوردهای ثبت شده در تست 400 متر برای آستون مارتین، آئودی، فراری و مرسدس بنز نیز به ترتیب 12.5 ثانیه در 187.2 کیلومتر در ساعت، 12 ثانیه در 188.8 کیلومتر در ساعت، 11.5 ثانیه در 200 کیلومتر در ساعت و 11.6 ثانیه در 200 کیلومتر در ساعت بود. اما در بخش حداکثر سرعت ورق برمی‌گردد و پورشه که تا اینجای کار یکه‌تازی می‌کرد به یکباره به مکان چهارم سقوط می‌کند، البته همگی خودروها مدعی هستند که حداکثر سرعت آنها فراتر از چیزی است که ثبت می‌شود، زیرا حداکثر سرعتشان محدود شده است. به هر رو، در این بخش فراری با حداکثر سرعت 332.8 کیلومتر در ساعتی سریع‌ترین خودرو لقب می‌گیرد و مرسدس‌بنز SLS AMG با سرعت 315.2 کیلومتر در ساعت مکان بعدی را به خود اختصاص می‌دهد. حداکثر سرعت آئودی R8 برابر با 313.6 کیلومتر در ساعت و پورشه 312 کیلومتر در ساعت اندازه‌گیری می‌شود و در نهایت آستون مارتین که دیگر تمایلی برای برتری ندارد با حداکثر سرعت 291.2 کیلومتر در ساعتی قرار می‌گیرد. البته این خودروی سنگین وزن در بخش ترمزگیری حرف‌هایی برای گفتن دارد و نشان داد که می‌تواند پس از طی 47.54 متر از سرعت 100 کیلومتر در ساعت متوقف شود.

آئودی نیز در این بخش همچون آستون مارتین عمل کرد و پس از آن نوبت فراری بود که پس از مسافتی معادل 49 متر متوقف شود. پورشه نیز در این بخش 49.37 متر را ثبت کرد و در نهایت مرسدس‌بنز پس از 50 متر از سرعت 100 به صفر رسید و اما بیشترین بنزین را می‌توانید در باک آئودی و به میزان 90 لیتر جای دهید و بدانید که این خودرو قادر است در هر 100 کیلومتر 19.6 لیتر بنزین در شهر و 12.38 لیتر در جاده بنزین بسوزاند.

پورشه در مصرف سوخت دوباره به صدر رفت و نشان داد که علاوه بر شتاب بسیار خوبش از مصرف سوخت کمی نیز برخوردار است. این خودرو با گنجایش باک 67 لیتری نشان داد که در هر 100 کیلومتر طی مسافت در شهر 13.87 لیتر و در جاده 9.41 لیتر بنزین مصرف می‌کند. درون باک مرسدس بنز SLS نیز می‌توان تا 85 لیتر بنزین جا داد و این خودرو در هر 100 کیلومتر در شهر و جاده به ترتیب 16.8 و 11.76 لیتر بنزین مصرف می‌کند که این رکوردها برای فراری با باک 85 لیتری‌اش به ترتیب 19.6 و 13.07 لیتر بود. آستون‌مارتین هم 80 لیتر بنزین در باک خود می‌تواند جای دهد و مصرف بنزین آن همچون فراری است.

به نظر می‌رسد که خودتان متوجه برنده این رقابت نفس‌گیر شده باشید. متخصصان شرکت کننده در تست برای تعیین برنده و بازنده و نیز رتبه خودروها به بخش‌های مختلف آنها شامل خودرو، موتور، شاسی و تجربه رانندگی امتیازاتی دادند که از این قرار است. در بخش خودرو پورشه توانست از مجموع 95 امتیاز در نظر گرفته شده 76 امتیاز را کسب کند و در صدر بایستد.

در بخش موتور نیز پورشه 50 امتیاز را از 55 امتیاز به خود اختصاص داد و در مکان اول جای گرفت، اما در بخش شاسی این فراری بود که با امتیاز 57 از 60 اول شد.

پس از محاسبه و جمع‌بندی امتیازات مشخص شد که طبق پیش‌بینی پورشه 911 توربو S با امتیاز 201 از 253 شایسته دریافت عنوان برترین خودروی رقابت است. فراری ایتالیا 458 نیز با امتیاز 188 در مکان دوم ایستاد. رتبه سوم و چهارم نیز به ترتیب به آئودی با 187 و مرسدس‌بنز با امتیاز 182 تعلق گرفت و همان‌طور که انتظار می‌رفت آستون مارتین با امتیاز 175 در مکان آخر ایستاد.

مرسدس بنز SLS AMG خودرویی است که با درهای گالوینگ خود توجهات زیادی را جلب کرده است. قدرت موتور نصب شده بر روی مرسدس بنز معادل 563 اسب بخار در شش هزار و 800 دور در دقیقه عنوان شده و از این نظر موتور بنز بیشترین قدرت را تولید می‌کند. پیش از آنکه خودروها بر روی جاده تست شوند باید بگوییم که تمامی پنج خودرو از ابعاد تقریباً یکسانی برخوردار هستند و در مواردی طول، عرض و ارتفاع آنها تنها چند سانتی‌متر با هم اختلاف دارد، این در حالی است که فضای در نظر گرفته شده برای بار در آستون مارتین بیشتر از بقیه است.

از جمله برتری‌های مدل جدید فراری ایتالیا نیز موتور 4.5 لیتری V-8 آن است و این بدان معنی نیست که سه خودروی دیگر چیزی کمتر از این دو خودرو دارند، زیرا همه آنها نام‌های شناخته‌شده‌ای هستند. موتور آئودی قادر به تولید قدرتی برابر با 525 اسب‌بخار در دور موتور هشت هزار است که این قدرت برای موتور فراری 562 اسب بخار در 9 هزار دور در دقیقه محاسبه شده است. فراری با وزن 1.72 تنی سبک‌تر از دیگر رقبای خود بوده و از مجموع وزن آن 44.1‌درصد روی چرخ‌های جلو و 55.9‌درصد روی چرخ‌های عقب قرار گرفته است.

آستون مارتین ونتیج با موتور خود که 5.9 لیتریی V-12 است در رقابت حضور پیدا کرده است. همان‌طور که گفتیم موتور نصب شده بر روی آستون مارتین تست شده از نوع 5.9 لیتری V-12 است که 510 اسب بخار در شش هزار و 500 دور در دقیقه قدرت تولید می‌کند. این موتور وزن خالص آستون مارتین را به 1.86 تن رسانده است و این در حالی است که وزن بالای آستون مارتین بی‌شک بر روی جاده بر شتاب و سرعت خودرو تاثیر خواهد گذاشت. البته سنگین‌ترین خودروی حاضر مرسدس بنز SLS است که وزن آن برابر با 1.87 تن اندازه‌گیری شده است، ولی همان‌طور که می‌دانید وزن تنها یکی از فاکتورهای تاثیر گذار بر عملکرد خودرو است.

آئودی R8 نیز از موتور V-10 برای حرکت استفاده می‌کند. آئودی R8 با قیمت استاندارد 151 هزار و 750 دلار ارزانترین و فراری ایتالیا با بهای 229 هزار و 925 دلاری گرانترین خودرو حاضر بودند و این در حالی است که در میان خودروهای حاضر در تست با توجه به آپشن‌های مختلف این پورشه بود که با قیمت 162 هزار و 460 دلار ارزانتر از بقیه بود و فراری نیز که قیمت آن به 270 هزار و 790 دلار رسیده بود همچنان گرانترین خودرو به شمار می‌رفت و در ادامه تست متوجه خواهیم شد که آیا این قیمت‌ها تاثیری در عملکرد خودروها و کارایی آنها خواهد داشت یا نه. پورشه نیز بیش از یک دهه است که به عنوان یک خودروی اسپورت سریع خیابان‌ها را درمی‌نوردد. پورشه از قدرت موتور 530 اسب‌بخاری در شش هزار و 250 دور در دقیقه بهره می‌برد و این در حالی است که از این پنج خودرو تنها بر روی آستون مارتین و آئودی جعبه دنده شش سرعته دستی نصب شده است و سه خودروی دیگر از جعبه‌دنده هفت سرعته دو کلاچه اتوماتیک برای انتقال قدرت از موتور به چرخ‌ها استفاده می‌کنند.

:: نوشته شده توسط behrad در شنبه چهارم دی 1389 و ساعت 0:3


مطالب پیشین

:: نمایشگاه مسکو با حضور ایران خودرو افتتاح شد
:: کاپوت فنری نیسان مثل بالش عمل می‌کند
:: زورآزمايي موتورسيكلت و خودرو
:: خودروهاي پدرومادردار!
:: تولید چری از مرز سه ملیون دستگاه گذشت
:: سالانه یک تریلیون حشره توسط خودروها کشته می‌شوند
:: گپی با کشتی گیر قدیمی و صاحب پورشه 911 تارگا
:: استقبال از مشهد، بدرقه در تبریز
:: آگهی کلاسیک
:: راهنمای خرید فورد موستانگ
:: 110 میلیون تومان برای یک شاسی زنگ زده
:: ایمپالاهای شیرازی گرد هم آمدند
:: خودروهای مشهور در حراجی Bonhams
:: مطالب جالب و خواندنی
:: پونتیاک سولستیکGXP در ارومیه
:: با 5 تا 15 میلیون تومان گالانت بخریم؟
:: مقایسه نسیم و مروارید
:: محاسن و معایب لیفان
:: رونق ماشین بازی نیازمند آدم های بیشتر است
:: هیبریدی که بنزینی می‌شود


»» درباره





www.behrad95@yahoo.com


لوگوی ما

برترین اتومبیل ها


»» جستجو



»» پیوند های روزانه

تمام لینکها



صفحه اصلي | پست الکترونيک | اضافه به علاقه مندي ها | ذخیره صفحه | طراح قالب

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by car-show021
Design By : wWw.Theme-Designer.Com

ساخت كد آهنگ

ساخت كد موزیک آنلاین